دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Shahdad

خوبم...باور کنید... اشکها را ریخته ام...غصه ها را خورده ام... نبودنها را شمرده ام... ... درباره »
Shahdad
مرد - مجرد
امتیاز: 624.75

دنبال‌شدگان

(270 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(246 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

Shahdad
Shahdad

دیگر با عروسک هایم بازی نمی کنم ... بزرگ شده ام ... خود عروسکی شدم ... آنقدر بازی ام داده اند ... که قلبم با تکه پارچه های رنگارنگ ... وصله خورده است ... لااقل تو دیگر قلب پارچه ای ام رحم کن ..

Shahdad
Shahdad

بعضی حرفا رو نمیشه گفت ! باید خورد ... ولی بعضی حرفا رو نه می شه گفت ؛ نه میشه خورد .... می مونه سر دل میشه دل تنگی.... ! میشه بغض ... میشه سکوت ... میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چته... !

Shahdad
Shahdad

من دلم مي‌خواهد خانه‌اي داشته باشم پر دوست کنج هر ديوارش دوست‌هايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو...؛ هر کسي مي‌خواهد وارد خانه پر عشق و صفايم گردد يک سبد بوي گل سرخ به من هديه کند شرط وارد گشتن شست و شوي دل‌هاست شرط آن داشتن يک دل بي رنگ و رياست... بر درش برگ گلي مي‌کوبم روي آن با قلم سبز بهار مي‌نويسم اي يار خانه‌ي ما اينجاست تا که سهراب نپرسد ديگر " خانه دوست کجاست ؟ "

Shahdad
Shahdad

جنگ میان من و تو خیلی وقت پیش باید به اتمام میرسید اگر چشمانت آتش بیار معرکه نمیشدند…

Shahdad
Shahdad

همیشـهـ در حـــالـــــی کـــه... یـه عـالمــهـ حـــــــرف بیــخـ گـلــــوت چـسبیـدهـ! یـه عـالمــهـ اشـــک تـــــوی چـشمـــــاتـهـ! یـه عـالمــهـ حســـرت تــوی دلـت تـلنبـــار شـــدهـ... بایـد بگـــــی : خـب... خــــــدافـظ .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Shahdad
Shahdad

سـکـــــــه ی زنـدگـیم شـیـــــــر نـدارد امــــــــا هـمـیـن خـطـی کـه مـــــــرا بـه تــــــو وصـــــــــــــــــل نـگـه مـی دارد را دوســـــــت دارمـــ … .

Shahdad
Shahdad

در ازدحام کلمات برای تعبیر عشق ...........از دوستت دارم ساده نگذرید !!!

Shahdad
Shahdad

با اینکه میدانم دستانم برای رسیدن به تو کوتاه هستند اما باز هم دستانم را به سویت دراز میکنم با این امید که تو نزدیک تر بیایی

Shahdad
Shahdad

تو فقط نخ بده ! دهان مردم را . . . من میدوزم !

Shahdad
Shahdad

دربدر کوچه ی تنهایی ام ... حرف بزن یا که نظر بر دلم ... پیر خرابات مرا دوش گفت... در گذر از این دل بشکسته ام ...

Shahdad
Shahdad

بـــالاخره ســرم بــه سنـــگ خـــورد... بـــه قــلــب تــــــو!

Shahdad
Shahdad

هــوای ســرد مـجـبورت کــرده بــاحـجـاب شــوی... کــاش به حرمت حسادت من هـم ســردت مـی شــد!

Shahdad
Shahdad

درتو هزار مزرعه خشخاش تازه است ،آدم به نگاه تو معتاد میشود..

Shahdad
Shahdad

چه تلخ محاکمه می شوند پاییز و زمستان که برای جان دادن به درخت ، جان می دهند و چه ناعادلانه کمی آن طرف تر همه چیز به نام بهار تمام می شود ...

Shahdad
Shahdad

داری من و جنون مرا حیف می کنی داری شعار می دهم و کِیف می کنی در شهر ما پرنده ی با پر نمی شود! آنقدر بد شده ست که بدتر نمی شود اسمش هرآنچه باشد: یا دوست یا رفیق جز وقت ارث با تو برادر نمی شود از «دستمال» اشکی من استفاده هاست!! نابرده رنج، گنج میسّر نمی شود!! می چسبم از خودم به غم و شعر می شوم از شعر گریه می کنم و شعر می شوم! از کاج هام موقع چاقو زدن توام بگذار شهر هرچه بگویند! من، توام!