بعد از #نوشتن هر پست...../ کاربری را می گویم ..... لحظه ای توقف میکرد، توی #دلش نیتش رو #صاف میکرد، و بعد -همان توی دلش یا گاهی با صدایی آرام- میگفت : قربة الی الله و #ارسال را میزد.....
از مأموریت که برگشت.../ #شیطان را می گویم..... خوشحال بود. پرسید: «راستی فرمانده! #گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟» ابلیس جواب داد: «امام اینها که بیاید، روزگار #ما سیاه خواهد شد؛ اینها که #گناه میکنند، امامشان #دیرتر می آید...» ..
هر چه گریه و زاری کرد که صورت #پدر را ببوسد، اطرافیان نگذاشتند. مریم #جلو رفت و به پدرش گفت: «خب بذارید باباشو ببینه». سرش را آورد در گوش مریم و گفت: عموت #سر نداره، میفهمی؟