سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
چه سنگین گذشت عصر بارانی ام گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود تا حرفهایم در بستری از بغض بخوابند
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم تو می ایی و من گل می دهم در سایه چشمت و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
توی زندگیت بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه میکوبی ابر باش که منتظرت باشند که ببیاری
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
با رفیقت مثل چتر رفتار نکن که هر وقت بارون بند اومد ، فراموشش کنی
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
میدونی چرا بارون از پشت شیشه قشنگ تره چون بدون اینکه خیس بشی احساسش میکنی مثل دیدن گریه کسی که خیلی دوستش داری ، همینطوره مگه نه
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
وقتی ناله های خرد شدنت زیر پای بارون نوای دل انگیزی شد چه فرقی می کند برگ سبز کدام درختی
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون ، زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست ، مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ولی باران نمیدانند که من دریایی از دردم به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
گورستان ما خاک نیست قلب کسانیست که میپنداریم دوستمان دارند.کوروش بزرگ
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
آن کس که میگفت دوستم داردعاشقی نبودکه به شوق من آمده باشدرهگذری بودروی برگهای خشک پاییزی راه میرفت صدای خش خش برگهاهمان آوازی بود که من گمان میکردم میگویددوستت دارم
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
پنجره ی باران خورده ات را باز کن،چند سطر پس از باران.... چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده....دلم برایت تنگ است
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
ماهیگیر دلش سوخت.... اینبار ماهی بود که از تنهایی قلاب را رها نمیکرد