ᔕᗩᙢᓰ
یه آبادانیه و یه یارو میرن شبونه یک دیوار رو خراب کنند.
آبادانیه میگه: تو چراغ رو بگیر من پتک میزنم.
آبادانیه یک پتک که میزده یک آجر می افتاده.
یارو میگه: بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم.
آبادانیه میره چراغ بگیره و یارو با یک ضربه تمام دیوارو میریزه پایین !
آبادانیه میگه : ولک حال کردی....اینطوری چراغ میگیرنا!!
سحر
كاش مي شد چند حبه از حضورت را همين حالا مي انداختي توي ليوان امروزم!........
طنیـــــــــــن
یه بارم ... تو بیا من نباشم
میم آخر!
آزاده نیستید مهم نیست حالا، دینم که هیچ، حداقل شیو کنین میاین وزنه برداری
nila
گریه نمی کنم........................قول می دهم......................................................................................................برو..!
nila
انگار دستام سرد سردن...................انگار چشمام تار تارن............................................................................حالا رفتی و من.............!
طنیـــــــــــن
هر بار که این مینی بوس ِ خسته ترمز میگیرد..من تمام خاطراتم را بالا می آورم و در آیینه ی رو به رو پرتاب میکنم ... امان از این آیینه ها..
#چمنکار !
14 سال و 1 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 32 دقيقه قبللایک
14 سال و 1 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 13 دقيقه قبلعااالی
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 32 دقيقه قبل