طنیـــــــــــن
نمی دونم اسم این حس چیه .... وقتی که میخوای تمام ِ حواس یکی بهت باشه ... فقط به خودت
طنیـــــــــــن
خواهش میکنم ! خخخواهش میکنم آقا ...من خودم آزادی هستم ... لطفا آزادی رو برای من تشریح نکن !!
طنیـــــــــــن
جو فیلسوفانه گرفتش ... تمام نوشته هاشو آتیش زد ... / خودش میگفت !
طنیـــــــــــن
But where are you my angel now? Don't you see me crying?
طنیـــــــــــن
میدونی ؟.. چند روز پیش تلوزیون داشت نقش جهان رو نشون میداد .. یکی از مسجداشو .. یهو خندیدم از خاطره ی جالبی که توش داشتم .. خواستم بیام نت و بهت بگم یادته اون روز توی مسجد نقش جهان... که یهو یادم اومد با تو نبودم .. تو رفته بودی چند ماه قبل ترش / برای دخترخاله.
طنیـــــــــــن
از پنجره ی قطار بیرون را نگاه میکردم که مدام در حرکت بود .. همان موقعی بود که ناخن هایم را میجویدم ...همان موقعی که زیاد فکر میکردم و زیبا نبودم .. یادم هست که چقدر دلم می سوخت برای آن آخرین دایناسوری که انقراض نسلش را تماشا کرده بود.
طنیـــــــــــن
زنی رو دیدم که اشک، رنگ صورتش رو برده بود
طنیـــــــــــن
-دست این اجنبی ها را باید کوتاه کرد / -ازکجایمان ؟ /-تا دماغمان هم رسیده اند /-ما هم اجنبی های آنها هستیم و دستمان در دماغ همه هست /-روزنامه هایشان بوی دود می دهد تو نمیفهمی /- روزنامه های ما که کلا بو نمیدهند.. حتی بوی کاغذ /- تو بشین کارترَت را بخوان .. کارتر بود سارتر بود ؟ /-چشم
طنیـــــــــــن
و سگ پیر مزرعه چه داستان هایی برای گفتن داشت / اگر حرف می زد
اسمش هرچی که هست
14 سال و 10 روز و 23 ساعت و 54 دقيقه قبلخیلی کوفتیه
خیلی دوسش داشتم .
14 سال و 7 روز و 22 ساعت و 16 دقيقه قبل