طنیـــــــــــن
You're nothing but a whore always ready to go... You sold your soul for a little dough
طنیـــــــــــن
و من گهگاهی ، خاطراتم را تا میکنم و در کشوی سوم میگذارم / برای زمانی که چیزی برای از دست دادن ندارم
طنیـــــــــــن
تو بیایی و من پشت پیانو نشسته باشم و همش فکر کنم که کدام آهنگ به پوتین هایت بیشتر می آید . . .
طنیـــــــــــن
چه حجم سنگینی را به دوش میکشم .... این اسم لعنتی .... تیر میکشد بر افکارم
طنیـــــــــــن
I'm sitting alone..Drinking alcohol..I'm writing a song about you
طنیـــــــــــن
فضا برای رقص آماده بود و... دوشیزه پِگا در آخرین چین دامنش محو شده بود..
طنیـــــــــــن
هر بار که این مینی بوس ِ خسته ترمز میگیرد..من تمام خاطراتم را بالا می آورم و در آیینه ی رو به رو پرتاب میکنم ... امان از این آیینه ها..
طنیـــــــــــن
داخل واژه ی صبح ، صبح خواهد شد .
طنیـــــــــــن
من در صدای شکفتن او ، لحظه لحظه خودم را می مردم . . .
طنیـــــــــــن
نفس های مرده ی سیگارهایت ....شاید هم نفس های مرده ی تو - در هرصورت تنم عطرآگین است از تو .
طنیـــــــــــن
در تابوت پنجره ام پیکر مشرق می لولد . مغرب جان می کند ، می میرد .
طنیـــــــــــن
رقص واژه هایم را میبینی ؟ ... دامن های چین دارشان را برای تو پوشیدنا !!
طنیـــــــــــن
واژه های ریش دار ِ من / حتی پیرتر از سیگار برگ گوشه ی دهنت .
طنیـــــــــــن
14 سالگی بی قرار / 14 سالگی روشن / 14 سالگی بهت زده یا شاید هم مضحک / 14 سالگی هایی که تیر می کشند . . .
Smiley – Dream girl
14 سال و 1 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 37 دقيقه قبل