طنیـــــــــــن
نیچه : "مرگ هر انسانی متعلق به خود او است و هرکس باید آن را به روش خود زندگی کند. شاید- می گویم شاید- حقی وجود داشته باشد که ما بر اساس آن اجازه داریم زندگی شخص دیگری را بگیریم، اما اجازه نداریم مرگ کسی را از او بگیریم. این یک تسلی نیست فقط ظلم است!" / برویر جرات پیدا کرد:"آیا هیچگاه به خودکشی فکر کرده اید؟" / نیچه :"مردن مشکل است. من همیشه حس کرده ام که امتیاز ِ مردن این است که دیگر مجبور نیستی بمیری!"
طنیـــــــــــن
I try to lough about it..hiding the tears in my eyes
طنیـــــــــــن
مفهوم ِ هستی ِ من کاملا با این..-با دست روی سینه اش زد-..پروتوپلاسم بدبخت فرق میکند. من یک چرای زندگی را میشناسم؛ چگونه ی آن را می توانم تحمل کنم. من برای ده سال علتی برای زیستن دارم و آن هم رسالتم است. در این جا...-با انگشت روی شقیقه اش زد-...باردار کتاب های متعددی هستم. کتاب هایی تقریبا پخته و جا افتاده، کتاب هایی که فقط من می توانم متولدشان کنم. گاهی اوقات سردردم را، نوعی، درد زایمان مغزی می دانم.
طنیـــــــــــن
Angels lie to keep control...My love was punished long ago
طنیـــــــــــن
دلمان لک زده برای عروسی. اسم معشوقه اش چی بود؟ همه ی آلمان ها مرده بودند. فقط مانده بود هیتلر. یک تنه صبح تا شب میجنگید، شب تا صبح با معشوقه اش می خوابید. همین زن او را به کشتن داد. آخ که چقدر دلم میخواست دنیا یکباره بایستد. همه یخ بزنند. همه میخ علیه السلام. نگو علیه السلام. چی بگویم پدر ؟ بگو میخ. میخ.
طنیـــــــــــن
جراح دیوانه / نویسنده : ژارگن توروالد / ترجمه : ذبیح الله منصوری / انتشارات زرین / شرح اواخر زندگی زائربروخ
طنیـــــــــــن
مرتب جیغ های بنفش میکشد، دیوارش. گاه گاهی دیدم سینه اش را میشکافد و از درد فریاد میکشد و آنگاه این رنگش است که به تن من پس می دهد-اتاقم-
طنیـــــــــــن
و من در بی پاییزی هایم لرز کرده ام.. / چقدر ابله بودند آنان که گفتند زندگی ات بی خزان
طنیـــــــــــن
I'm sitting here weeping while the hours pass so slow
طنیـــــــــــن
و یک بار هم موسی در جنگ ِ با فرعون شکست خورد / عصایش مار نشد .
و نیچه گریه کرد
13 سال و 4 ماه و 10 روز و 22 ساعت و 14 دقيقه قبلاروین د. یالوم