یـ ـک آدمـ ـ
میان زلف هایت فاحشه ای جا مانده است
یـ ـک آدمـ ـ
امان از نگاهی که سنگین تر از سایه ام باشد
یـ ـک آدمـ ـ
کمی به سفر محتاچیم / من به دامن تو
یـ ـک آدمـ ـ
امان از بی مخاطبی واژه هایمان
یـ ـک آدمـ ـ
الحق که من به بغض دامنت محتاجم
یـ ـک آدمـ ـ
کار از واژه گذشته است / دیگر حرفی ندارم برای زدن
یـ ـک آدمـ ـ
امان از لبان کرخت من / نمیداند سیگار بکشد یا یک مشت واژه به دنبال خود
یـ ـک آدمـ ـ
ذهن ملخ زده ای که هیج گاه / هدایت نشد
یـ ـک آدمـ ـ
واژه هام ُ دارم لای گیسوهای زنای این اجتماع دفن میکنم / مثلن دنبالر / لای یه مشت بچه حرف زدن
یـ ـک آدمـ ـ
photo by Leslie Ann O'Dell
یـ ـک آدمـ ـ
در من مردی است که عشق در بیضه هایش به خواب رفته است
یـ ـک آدمـ ـ
در اعصاب درد کشیده من / زنی با خون ماهانه اش وضوی عشق می گیرد
یـ ـک آدمـ ـ
از عمیق ترین شکاف زمان که بگذریم / به لقاح تو و درد خواهیم رسید
یـ ـک آدمـ ـ
مرا در آغوشت دفن کن / مردی هوس گم شدن در ته چشمانت را دارد
موهای ِ تو ، شهوتی عجیب به دستانم داشت...
14 سال و 12 روز و 12 ساعت و 38 دقيقه قبلیک هوس بازی محض
14 سال و 12 روز و 12 ساعت و 34 دقيقه قبلتو باشی ُ
چین چین دامنی
و منی که به بغضی محتاجم
دیشب خواب ِ موهایت را دیدم...
14 سال و 12 روز و 12 ساعت و 33 دقيقه قبلمردی داشت نازشان را میخرید...
...
ببین ، سایه ام هم تو را رها نمیکند...
چشم هایت را بر نگردان کثر شان نیست
14 سال و 12 روز و 12 ساعت و 31 دقيقه قبلاینجا
منی از نگاه ِ سنگینت
اری سنگین تر از سایه ام
درد می کشد
درد که نام ِ جوانی هایم بود...
14 سال و 12 روز و 12 ساعت و 29 دقيقه قبلاین روزها ، مرا بیمار صدا میزنند
بیمار ِ چشمهای ِ تو...
چشمهایی که در خواب هم ، روح ِ مرا به خود می کشد...