یـ ـک آدمـ ـ
غمگینم / غمگینم از این همه احساس سردت نازنینم
یـ ـک آدمـ ـ
نه میکشت /نه به یغما می برند / امان از دست این قرص های اعصابی
یـ ـک آدمـ ـ
در قفس های این شهر / میان جمعه های دلگیرش و در هیاهوی آخرین روز تاب ستانمان / غمگینم
یـ ـک آدمـ ـ
از من به فریدون مشیری : " روزگار غریبی است نازنین " واسه انتشار اشعارت توی دنبالر باید پول پرداخت کنم تا یه کروه واست بسازم / عوض اینکه ما بهت پول بدیم که داریم شعر هات ُ میخونیم ُ کپی پیست میکنیم دارن از ما ها واسه شعر هاتم پول میگیرن / شاملو راست میگه روزگار غریبی است نازنین / بخواب ُ توی گور بلرز وقتی صدای سیمای یه کشور بدون اجازه از میراث دارت شعر هات ُ توی تلویزیون پخش میکنه و هیچ هزینه ای نمیده عجیب نیست توی دنیای ِ مجازی هم واسه اینکه شعر هات ُ بزاریم ازت یا از ما ها پول بگیرن ...
یـ ـک آدمـ ـ
سیگار و گریه و قدم زدن / هرسه را با تو در این خیابان ها باید پرسه زد