یـ ـک آدمـ ـ
با سر انگشتانم آرام به روی شیشه اسمت را خواهم کشید
یـ ـک آدمـ ـ
قصد ننوشتن بود / ولی الامان که مقصود خود ، شعری ناب بود
یـ ـک آدمـ ـ
بی آنکه چمدانی داشته باشم هوس رفتن دارم
یـ ـک آدمـ ـ
ای بانو سلیمانی کن ُ این قالیچه های زیر پایت را ببوس / رد لب هایت ُ سرخی شفق عالم دیگری است
یـ ـک آدمـ ـ
سرنوشتِ نویسندۀ روس تلخ است، خیلیتلخ، اما درعینحال، نویسندۀ روسبودن نهایت خوشبختی است / لیانید آندرییــِف
یـ ـک آدمـ ـ
فرقی نمی کند عربده ارابه / باید کشید / مث ِ جیغ / مث ِ درد / مث ِ بار / مث ِ زخم / مث ِ گونه های خیس من / یا که مث ِ نگاه سرد تو
یـ ـک آدمـ ـ
ماه من پشت قوس سینه زنی غروب کرد
یـ ـک آدمـ ـ
من که با یک نگاه حرام شدم چه کنم ؟
یـ ـک آدمـ ـ
چه خوبه توی قعر تنهاییت پر پرواز رو گوش کنی
یـ ـک آدمـ ـ
چند سالی ست عمو نه زلف می بافد نه زنجیر
یـ ـک آدمـ ـ
ادامه این زنده گی بیهودگی ست
یـ ـک آدمـ ـ
یک می گفت این حرف ها به تو می آید
کو ؟!
حمی ...
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 20 ساعت و 9 دقيقه قبلشنیدمش
چه خوب که فهمیدمش
خیلی خوب بود ..
عالی بود ..
صدای من ساکتِ ..
با سکوتش حرف میزنه
خوب ِ که می شونی
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 20 ساعت و 8 دقيقه قبلخوب ِ که هستی
گاهی بدون اینکه بدونی یا بدونم یا بدونن اروم می کنی
هه
از دست تو
فدای تو
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 20 ساعت و 4 دقيقه قبلدیدی
دیدی باورش نکردی هنوز
باور ِ چی مثلن
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 20 ساعت و 3 دقيقه قبلهیچی ..
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 57 دقيقه قبلبگذریم