یـ ـک آدمـ ـ
برای پوتین هایی که شهوت رفتن دارند / احکامی هست ؟
یـ ـک آدمـ ـ
برای زندگی دیگر خیلی دیر شده است
یـ ـک آدمـ ـ
جنون همین نزدیکی هاست / وقتی که موهایت خیس باشد
یـ ـک آدمـ ـ
نمیدانم چرا موهایت را که بازی می دهی / یکهو پنجره اطاقم باز می شود
یـ ـک آدمـ ـ
قمار باز خوبی نبودیم / بودیم خودمون ُ می بردیم توی گور تا دفن کنیم
یـ ـک آدمـ ـ
وای از آن روزی که در تن پوش زفافت زار زنی
یـ ـک آدمـ ـ
برگ آخر را نایی نبود تا دلم کشم
یـ ـک آدمـ ـ
خوب که نگاه می کنم / جای دختری پشت پنجره اطاقم خالی ست
یـ ـک آدمـ ـ
کاش یکی زود کفن من ُ بدوزه
یـ ـک آدمـ ـ
آقا من رفتم یه سی دی مداحی گرفتم ولی همش دارن داد میزنن ببخشیدا عر عر می کنن بعد ما میگیم چرا به ما میگن وحشی خب با این وضع باید هم بگن خب درست بخون دیگه داد و جیغ بکشی میگن خیلی دین ُ ایمون داری ؟
یـ ـک آدمـ ـ
آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است / شفیعی کدکنی