یـ ـک آدمـ ـ
من مصلوب را زیر حرف هایم میکشم
یـ ـک آدمـ ـ
دستانم خالی تر از لبانم / و خالی تر از خرف هایم
یـ ـک آدمـ ـ
تو بنشین / من هم نازت را میکشم / هم دست بر گیسوانت
یـ ـک آدمـ ـ
راننده تو یا / رانده از تو
یـ ـک آدمـ ـ
جفت گیریمون هنوز تموم نشده بود که رفتی : (
یـ ـک آدمـ ـ
من اینور چشم دوختم به روزنه این حلقه ها / آنور مردمانی از پر کاری واژه ها / در فرط بیکاری خرناسه عشق را لفط میکنند
یـ ـک آدمـ ـ
یکی در پی ِ ارضای خود / از روزنه ای به نام واژه
یـ ـک آدمـ ـ
لباس های زیری که آدم ُ زیر میگره / با چاشنی ل ب آس / از نوع فرانس ندیده
یـ ـک آدمـ ـ
مغز شیرین / طالبی این فصل / جنون واژه ها
یـ ـک آدمـ ـ
نفرین به هر کسی که پرستی باد / نفرین به مرگ باد و به هستی باد /// نصرت رحمانی
چه بسیار خود را کشتم
14 سال و 2 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 39 دقيقه قبل