یـ ـک آدمـ ـ
باریدم که تو مدام ادای ماهی گلی ها را در آوری ؟
یـ ـک آدمـ ـ
کار با چاغو رو یاد بگیری / ولی دیگه دیر باشه و کسی واسه کشتن نداشته باشی /// گروه : چیزای بد
یـ ـک آدمـ ـ
نگاه کن که غم درون دیده ام / چگونه قطره قطره آب می شود
یـ ـک آدمـ ـ
ترک من / رسم آشتی با جاده ها نبود
یـ ـک آدمـ ـ
نمیدونم فلسفه روزه گرفتن توی تاب ستان چیه / هفده ساعت که روزه ام ، می مونه هفت ساعت / سه ساعتش رو که با قلیون میگذرونم / دو ساعتش رو با نت و دو ساعت دیگه هم با موزیک / پس کو زمان ریکاوری ؟ / یا خدا خودت بگو
یـ ـک آدمـ ـ
خوب که نگاه می کنم / میبینم بعد این همه مدت بهتر بود بازم ننویسم / این جمله ادبی نیست
یـ ـک آدمـ ـ
آی ساقی رو دوست دارم / آی خوب ساقی میشم / خدایا این مستی ها رو از ما نگیر
یـ ـک آدمـ ـ
این زن برهنه است، برهنه / در کوچه اش پلیس ندارد / ابروش را مداد کشیده / چشم خمار و گیس ندارد / پیغمبری ست خسته و تنها / که آیه و حدیث ندارد / که سال هاست گریه ی محض است / با اینکه چشم خیس ندارد // سید مهدی موسوی
یـ ـک آدمـ ـ
چقدر وجود آدم های جدید رو توی دنیای خودم نیاز دارم / حس میکنم این نیاز ها رو
یـ ـک آدمـ ـ
دل خورشيدیاش از ظلمتِ ما گشت ملول / چون شفق بال به بامِ شبِ يلدا زد و رفت /// هوشنگ ابتهاج
یـ ـک آدمـ ـ
یک بار هم که شده پشتم بایست / ولی خنجر مزن
یـ ـک آدمـ ـ
من خموشم حال من میپرسی ای همدم که باز / نالم و از نالهٔ خود در فغان آرم تو را // هاتف اصفهانی
یـ ـک آدمـ ـ
امروز چقدر گفتم " لحظه دیدار نزدیک است " چقدر گفتم چقدر گفتم / کجایی اخوان
یـ ـک آدمـ ـ
اینگونه که حوا باشی / آدم شدن به من نمی آید
این تنگ دیگه پر نمیشه / نه از من، نه از تو / نه بارون و نه ماهی
13 سال و 1 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 6 دقيقه قبل