یـ ـک آدمـ ـ
من بدون لهجه و زبان سخن میگویم / از چشمانت به یاد دارم اینگونه محاوره را
یـ ـک آدمـ ـ
است / فراغ ، منا ، مار / از تو
یـ ـک آدمـ ـ
عروسک های خواهرم / هنوز آنقدر دست به دست نشده است / مهمان ناخوانده آغوش هایم شود
یـ ـک آدمـ ـ
این روز ها تلخ و بد بو تر از قبل / چشمان بادامی ام زیر سرمه های مادربزرگ / قد میکشد .
یـ ـک آدمـ ـ
حالا من ِ خراب ، مانده ام زیر حرف هایی که بر سرم آوار گشت
یـ ـک آدمـ ـ
بریدم از این برنگشتن هایت
یـ ـک آدمـ ـ
سجده بر آناتومی ِ مدرنیته / گود برداری ِ ذهن . !
یـ ـک آدمـ ـ
رفت ؛ به سادگی ِ یک لبخند . رهایم گذاشت میان ِ همه زجه هایم . مرا جدا کرد از خود ؛ مرا گذاشت کنار ِ عاشقانه هایی که برای بی مخاطب بودنم مرا به تمسخر گرفت ؛ درست در میان ِ سوز ُ سرما ؛ خوبی اش این بود که رمستان بود. لرزیدم ولی ، برای کسی لرزشم ملموس نبود ؛ مرا کنار من گذاشتُ رفت . !
یـ ـک آدمـ ـ
شهر پر از رفت آمد آدم هاست ... « دیدگاه »
یـ ـک آدمـ ـ
تابستان / تاب ستان / تا بستان
یـ ـک آدمـ ـ
حالا ما همش ارزومون این بود که کسی واسمون عیدی یا تذکره الاولیا عطار ، یا نهج البلاغه علی و یا غزلیات شمس رو بگیره / شونصد ساله منتظریم / کسی نگرفت
یـ ـک آدمـ ـ
مجنونی که گیتارشو با چش تو کوک کرد/ چقد شعر شدم برات با ردیف برگرد
بازم ممنونت ملعون جیگر


14 سال و 2 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبلعینک قاپون نداشتیم
داشتیم و هرچی که من میگم درسته

14 سال و 2 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبلشایت


14 سال و 2 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 18 دقيقه قبلولی توی بحث عینک من حچاچیت دارم
دیگه دس نزن بهش پیلیز
خُ
14 سال و 2 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 14 دقيقه قبلآفرین
14 سال و 2 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 11 دقيقه قبل