یـ ـک آدمـ ـ
حسم میریزه از این همه سکوتتون / انگاری توی یه کافه تعطیل تنهایی نشستم
یـ ـک آدمـ ـ
دیگه نمیتونم درد بکشم / از همون اول هنرمند نبودم
یـ ـک آدمـ ـ
به همه شاعران انجمنی / به غزل های خیس از آب ***
یـ ـک آدمـ ـ
وقتی مبل ها تابوت نجار ها / کیبرد ها هم تابوت ماست
یـ ـک آدمـ ـ
گفته بودم یه روزی شاید عکس اون تیغی رو که دارم رو نشون بدم / میخاستم امروز نشون بدم ولی دنبالر نساخت
یـ ـک آدمـ ـ
انگاری این دل خیلی کهنه است / وقتی داشت تیر میکشید فهمیدم /// شمایی که وینیستون میکشی به داد ما برس
یـ ـک آدمـ ـ
گله ای نیست / به وقتی که در سر داری شانه هایم را
یـ ـک آدمـ ـ
اصن لایک نمیخام / برید همتون لاک بزنید
یـ ـک آدمـ ـ
این تنهایی مان را که پنهان کنیم / لخت لختیمممممممم
یـ ـک آدمـ ـ
نه دوایی نه دعایی / تا چشم کار میکند درد دارم
یـ ـک آدمـ ـ
سال هاست مرده ام / ولی هر بار که نگاه می کنی بی هوا می نویسم
نشستن تنهایی تو یه کافه تعطیلم واسه خودش صفایی داره / ولی این سکوت..
13 سال و 3 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 1 دقيقه قبل