یک شب ،
به خوابم آمدی !
گفتی : ترانه بخوان !
گفتم : بخوانم ف تا چه کسی بشنود ؟
گفتی من !
گفتم : تو که نیستی !
گفتی : تمام این لحظه ها را ،
با چه کسی حرف می زدی ؟
گفتم : با خودم !
گفتی : من در تو زنده ام !
گفتم : از این به بعد ،
تنها برای تو می نویسم ،
بی بی ِ باران !