یـ ـک آدمـ ـ
بگو از می به جز مستی چه آید
یـ ـک آدمـ ـ
وقتی که مامان از سفر داره میاد و من دارم شام میپذم
یـ ـک آدمـ ـ
کاشکی شب بخابیم و صبح ببینیم بارون اومده
یـ ـک آدمـ ـ
هر چه تلخ تر گشتی / قصه لخت تر شد
یـ ـک آدمـ ـ
چشم بر زخم هایم نپاش / مدام هرزه ای
یـ ـک آدمـ ـ
وای به حال شهری که کوچه اش تمام نمی شود
یـ ـک آدمـ ـ
هیج مکانی به زیبایی توالت نیست
یـ ـک آدمـ ـ
سلام / پر از حس سر مردگی / بدون کلمه به همگی
یـ ـک آدمـ ـ
جا مانده ای در این خانه / چه کسی می داند شایدم مانده ای
یـ ـک آدمـ ـ
امروز با یه صندلی خالی قرار داشتم توی کافه / عالی بود / فقط سرم ُ خورد ُ سیگارام ُ کشید
یـ ـک آدمـ ـ
قبول من بز / تو هم علفی بود که شیرین می آمدی
یـ ـک آدمـ ـ
هه / آن یار یار که می گفتن تو بودی ؟
یـ ـک آدمـ ـ
دکمه بسته شد / چمدان بسته شد / در بسته شد / همه چیز بسته شد الا آن موها / که هی وزید و لرزاند هی وزید و لرزاند