یـ ـک آدمـ ـ
باورم درد میکند / به عشق شک نکن
یـ ـک آدمـ ـ
در قعر سیاهی چشمانت از فرط دلتنگی میمیرم
یـ ـک آدمـ ـ
من : از این اخلاق ِ گند ، کم حرفی ، دیوونه بازیات خسته شدم ؛ یک آدم [ خودم ] : من عاشق ِ همین شخصیتم
یـ ـک آدمـ ـ
بر روی ِ تمـام ِ عـاشقـانه هـایـت خـط ِ بـطلان بـکش ؛ این نسـل دیـوار ِ حـاشا یـش آنـقدر بلـند اسـت کـه روزی خواهـد رسـید کـه بر مـوجـودیـتـت انـکار را لفـظ خواهـد کـرد . !
یـ ـک آدمـ ـ
ز خوف صلیب / سراغ درخت نرفتم
یـ ـک آدمـ ـ
امروز باهاش حرف زدم / خوب بود / ولی میگفت بازم باید یه تیکه ببرن ازم / گفتم همشو ببر خلاص کن خودت ُ / هیچی نگفت / واقعا یه مرده / من بهش افتخار میکنم
به عشق شک نکن / حاشا کن هر آنچه که هست را ...
14 سال و 1 ماه و 28 روز و 7 ساعت و 19 دقيقه قبلدیوار حاشایت بلند است
14 سال و 1 ماه و 28 روز و 4 ساعت و 58 دقيقه قبلکم نزار برای عاشقانه هایم
چرا انتظار داشتم "وقتی باورم درد میکند / به عشق شک کنم؟!
14 سال و 1 ماه و 27 روز و 22 ساعت و 2 دقيقه قبل