یـ ـک آدمـ ـ
دیشب / بعد خیلی زمان های زیاد اتفاقاتی تکرار شد / پدرم کشته شد / سر سفره سحر نگاهم به پدرم میخ شد / چشمانم پر شد / دیشب سحری تمام نمیشد / تا کابوس ها بخواب روند / خدا دیشب ها را تکرار نکن / من پدرم را از تو میخواهم
یـ ـک آدمـ ـ
بوی گند استفراغی بلند شده است / واژه ها را از دستانم عق می زنم
یـ ـک آدمـ ـ
صدا هر چه بود / نوای ماندنت را به گوشم مجاب نمی کرد
یـ ـک آدمـ ـ
بیشتر از سیگار / آه هایم را کشیدم
یـ ـک آدمـ ـ
وقتی که واژه ها را از لبه تخت هم آغوشی هایت هل میدهی
یـ ـک آدمـ ـ
در پس ِ گفتگو های یک بعدی / . . .
یـ ـک آدمـ ـ
توبه هایی برای ننوشتن / به پای ِ فلسفه سو[!]تی / زیر ِ انکار ِ خود
یـ ـک آدمـ ـ
نشسته است آنسوی در / ابلیس ِ پریشان
یـ ـک آدمـ ـ
امروز برای تک تک نفس هایت پک زدم ؛ خسته بودم از سیگار های کافوری . !
وحی

14 سال و 1 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 47 دقيقه قبلهستی

14 سال و 1 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 42 دقيقه قبللقب فخر فروش خاندان تقدیم به شوما
14 سال و 1 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 37 دقيقه قبلسینزَ 91 هستم فخرفروش خاندان
14 سال و 1 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 32 دقيقه قبل-157-
13 سال و 3 ماه و 12 روز و 12 ساعت و 45 دقيقه قبل