دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یـ ـک آدمـ ـ

My Instagram : Hamid_Qaradaghy My Face Book : Hamid Qaradaghy درباره »
یـ ـک آدمـ ـ
مرد
امتیاز: 6943

دنبال‌شدگان

(195 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(950 کاربر)

گروه‌ها

(64 گروه)

بازدید

یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

زمزمه کویر ِ یخ زده سکوت / زیر ِ حُرم ِ ستارگان

یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

گـاهی آنقـدر خسـته ای کـه حـرف هـایـت را بـا بغـض هـایـت گـورت میـدی تـا بـه پـای حـرف هـای دیـگران [ رفیقان ] بشـینی . منم حـق ِ حـرف زدن دارم . !

یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ
در حلقه

کور باشد چشم هایم که نمک ندارند / این همه باریدم و ندیدی

این ارسال را بازنشر کرده است.
یـ ـک آدمـ ـ
3001.jpg یـ ـک آدمـ ـ

تو تنها ارگونوین ی بودی که توانست ؛ درد را از من سقط کند . !

یـ ـک آدمـ ـ
تشدهد.jpg یـ ـک آدمـ ـ

انسان غرق در مرداب ِ جهل ؛ چِشم بسته ی ِ ، شیرینی ِ دروغ و حراص از ساک ساک ِ تلخی ِ حقیقت ؛ از پشت ِ پلک های ِ یک انسان خواندم : در میان ِ این همه انکار ِ هستی ، چه فریب ها می دهد درون ِ خود . انسان انکار کننده محض جهل ُ دیگری است . انسان تلفیق اراده و تعصب های مستانه است . [ من همان نادانی هستم که ] هیچ گاه در وهم نگنجید . !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
یـ ـک آدمـ ـ
2vi4fw3.jpg یـ ـک آدمـ ـ

عشق همانند ِ شطرنجی زندگیست ؛ شاهان معشوقه های این بازیندُ سربازان عاشقان ِ این صحنه نبرد . ؛ در این صحنه زندگی هیچ گاه جفت شاه [ دو معشوقه ] نمی گنجد . گنجیدنش خلأ بوده و خارج از قانون ِ جنگل بوده . سرباز ِ دو طرفه ینی ترد از صحنه ؛ در این صحنه یک معشوقه همیشه قربانی بود همانند بازی که یک شاه همیشه با لطافت و با هوشی اوج گرفته ؛ هیچ گاه به ناز ِ شاه برنده نباز . شاید بازنده برای دل خوشیت کنار گذاشته شد . !

این ارسال را بازنشر کرده است.
یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

@.... دو روز از مرگ من می گذرد / نه از کرم ها خبری ست و نه از خاکی که مرا ببلعد / گفته اند فعلن روزنامه مطالعه کنم تا نوبتم بشود ... /// از خودت

این ارسال را بازنشر کرده است.
یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ
در حلقه

این حال و هوا / یه حوا کم داره / یه یار

این ارسال را بازنشر کرده است.
یـ ـک آدمـ ـ
367354_t6OPoR89.jpg یـ ـک آدمـ ـ

@Mr.SileNce شب تاب

این ارسال را بازنشر کرده است.
یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

پاشیده شدم / کنج همین خانه

یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

ما چجور ترکی هستیم ها ؟ ها ؟ / یه نون بربری توی خونه نیست / مسئولین سریعن پاسخگو باشید / پدر این معده در اومد

یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

الان یه شعر خوندم توی [!] بوغ که یه زن بود شاعرش / میگفت نه من همان زنی هستم که نه از ته ریشت و نه از بوی بد پایت نخواهد نالید / بعد خوندنش دقیقن گفتم تو غلط کردی / میخایی خر کنی بعد سوار شی بعد بگی هی توی سرما برو پاتو بشور خونه نیا

یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

سلام / از دشنام دشنه تا پیشه تیشه

یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

سلام / با صدای باد / یاد / داد

یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

از اونجا که آبانی همیشه خاص بوده / اکثر مردم شخصیتش ُ بیان کردن / حتا مردادی و تیری و شهریوری و مهری و .... / حالا هی میخایی در یه مورد بگی خب این ذات و طبیعت منه / میگن همه نمیدونم چرا این روزا اینطورین / خو مرتیکه من به تو چی بگم