یـ ـک آدمـ ـ
راستش ُ بگم ؟ / هیشکی مث اون حماسه ساز نبود
یـ ـک آدمـ ـ
جهان سوم جايي است كه مردمش به فکر "آمدن" یه روز خوب هستند نه "آوردنش" /// میشل فوکو //// ما سبزززززیم ما بنفش / ما به فکر آوردنیم دیگر
یـ ـک آدمـ ـ
تو که عاشق نمی شوی / فقط خاستی بگویی این همه آدم نشویم ، حوا
یـ ـک آدمـ ـ
آخر ندانستم / رژ دوست داشتم یا آن لب ها را
یـ ـک آدمـ ـ
تا خلوته دنبالر من کمی ببارم
یـ ـک آدمـ ـ
به تابستان و زمستان نیست تو مدام بی / تابی
یـ ـک آدمـ ـ
میخام از دست تو از پنجره فریاد بکشم / طعم بی تو بودن رو از لب سردت بچشم
یـ ـک آدمـ ـ
تکیه دادن به در سخت می شود / وقتی ...
یـ ـک آدمـ ـ
آمدیم که دل ببندیم / از یاد رفت که ترک خواهیم کرد
یـ ـک آدمـ ـ
همیشه جای دستای یکی توی این تاب ستان ها خالیه
یـ ـک آدمـ ـ
بیا و هرس کن / زخم های روی تنم را
یـ ـک آدمـ ـ
دارد صبح می شود / دیدار آسان کوچه / دیدار آسان آدمی و درها پنجره ها درخت ها دیوارها / هی تکرار چشم به راه کی / تا کی...؟ /// سید علی صالحی
معنای حماسه بود
13 سال و 3 ماه و 5 روز و 14 ساعت قبل