یـ ـک آدمـ ـ
" من " فاصله گرفتم از خودم ؛ آنقدر که دیگر خود را به جا نمیاورم ؛ آنقدر که دیگر نشانه های انسانیت َ م را به فراموشی سپرده َم ؛ دیگر [ انسانیت ] معنایی ندارد ؛ فاصله "من" تا "من" یک تا بود ُ بی خبر بودم از خود . !
یـ ـک آدمـ ـ
کار ِ ماست که آرام میشویم با یک نگاه ؛ نیستی ولی این سیگار ُ آرام بخش ها هست . [ همین گونه بمان ] . !
یـ ـک آدمـ ـ
از دست افتاده این قلم / از پا افتاده این قلم / آی قلم آی قلم
یـ ـک آدمـ ـ
عشق / هر دو ما را گرفته بود
یـ ـک آدمـ ـ
تو یاخته ای و من باخته ام
یـ ـک آدمـ ـ
نترس از این سیاهی تو شبتابی مگه نه / نترس از مرگ دریا خود آبی مگه نه // شهریار قنبری
یـ ـک آدمـ ـ
توی نماز خونه دانشگاه دراز کشیده بودم / یهو خابم بود / وقت ناهار بود / از سر و صدا بیدار شدم / دیدم همه رو به من نماز میخونن / صحنه وحشتناکی بودم / فک کردم نماز مییت می خونن واسم / درست کنار اون محرابه خابیده بودم
یـ ـک آدمـ ـ
حالا یه سری هم بودن بعد آهنگ " پیاده میشم " ِ یاس / جو گیر شده بودن / هر کی رو میدیدی میگفت داره از احوالات من میگه / و من به خودم میگفتم از دست دخترای این مرز و بوم / که انگار همگی ... / هیچی
یـ ـک آدمـ ـ
حوا / هوای که شدی / که من آدم نمی شوم
یـ ـک آدمـ ـ
یکی از فانتزی هام اینه که سیبیل نیچه داشته باشم / بعد با اون سیبیل بستنی بخورم / یا دیزی / بعد دست بکشم رو سیبیلم پاک کنم / سیبل نیچه هم آرزوست
یـ ـک آدمـ ـ
راستی یادم رفت بگم / دیروز دادم امضا کرد کتاب ُ مهدی / خوبه این مرد واقن آینده شعر سپید ایرانه
یـ ـک آدمـ ـ
الان واسم یه شعر از اخوان خوند / همون شعری که عاشقشم
یـ ـک آدمـ ـ
اه بازم دردش شروع شد / تیر میکشه از نوک انگشتام تا شونم