یـ ـک آدمـ ـ
به تاب ستان بودن نیست / عاشقانه های زیر پتو سرما و گرما نمی شناسد
یـ ـک آدمـ ـ
کاش میشد سکوت را با ص یا ث نوشت / و همه قصه عوض بشود
یـ ـک آدمـ ـ
دیگه بسته لاک زدن / بیا کمی زخم بزن
یـ ـک آدمـ ـ
که روی ماه تو را ببوسم / حتا روی ماه تو را ببوسم
یـ ـک آدمـ ـ
مدام شبیه توست صدای خیس باران / که می باری و می شوریم
یـ ـک آدمـ ـ
به یادت که نیافتادم / از چشمت که افتادم به کجا ؟
یـ ـک آدمـ ـ
شما هایی که توی آواتاراتون زلف پریشان می کنید / خو نکنید نکنید نکنید
یـ ـک آدمـ ـ
دیگه داره بدم میاد / از واژه ای که بهم میچسبه و همه هر روز تکرار میکنن / بد اخلااق
یـ ـک آدمـ ـ
مدام پرم از اهوم های سرد / هی اهوم هی اهوم
یـ ـک آدمـ ـ
وای ، باران باران / شیشه ی پنجره را باران شست / از دل من اما چه كسی نقش تو را خواهد شست ؟ /// حمید مصدق
یـ ـک آدمـ ـ
این تقویم ها / ماه های زیادی بدهکارند
یـ ـک آدمـ ـ
باریدن خود شهوتی ست / خیس کردن خود باران لذتی
یـ ـک آدمـ ـ
وقتی حواست نیست و چند ساعتی رو با یه مرد تنها و فرهاد میگذرونی / تکرار تکرار تکراااااااار / این آهنگ میخاد بگه همه دنیا شده تکرار تکرار تکرار
یـ ـک آدمـ ـ
چون تیغ نیستی / ولی باز ز ما دل می بری