یـ ـک آدمـ ـ
سلاخی کردن یعنی ؛ مرگ لبخند قبل از مرگ خود . [ این بزرگ ترین تراژدی انسانی است ] . !
یـ ـک آدمـ ـ
تلخم / چون چای از دهن افتاده / قلم از دست افتاده / و مرد از چشم افتاده
یـ ـک آدمـ ـ
از مرداب نمیترسم / که زلال است چشمان تو
یـ ـک آدمـ ـ
ره میخانه و مسجد کدام است / که هر دو بر من مسکین حرام است / نه در مسجد گذارندم که رند است / نه در میخانه کین خمار خام است / میان مسجد و میخانه راهی است / بجوئید ای عزیزان کین کدام است / به میخانه امامی مست خفته است / نمیدانم که آن بت را چه نام است / مرا کعبه خرابات است امروز / حریفم قاضی و ساقی امام است / برو عطار کو خود میشناسد / که سرور کیست سرگردان کدام است / عطار
یـ ـک آدمـ ـ
زان می که حیات جاودانیست بنوش / سرمایه لذت جوانیست بنوش
یـ ـک آدمـ ـ
اشک هایت چشمه ساران / ای یار
یـ ـک آدمـ ـ
حوصله حرف زدن ندارم / بهم کمی حوصله بدین تا برم مقامرُ بیارم
یـ ـک آدمـ ـ
چشاتون ُ ببندین میخام اعتراف کنم / دلم اشک میخاد
یـ ـک آدمـ ـ
حالا یه چیزی هم نوشتم اولش شبیه لحن سهراب بود / ولی ویرایشش کمی بهتر شده //// به والله من از سهراب جز دو سه تا چیزی نخوندم : ((((((
واژه خیلی وقت ِ مرده !
14 سال و 5 ماه و 17 روز و 6 ساعت و 21 دقيقه قبلسیزده واژه واژگون !!
14 سال و 5 ماه و 17 روز و 6 ساعت و 20 دقيقه قبلواژه مرده که همه ی ِ حرفا یک شده !
14 سال و 5 ماه و 17 روز و 6 ساعت و 19 دقيقه قبلجوابهات بیشتر بازی با کلماته !!
14 سال و 5 ماه و 17 روز و 6 ساعت و 18 دقيقه قبلپس سخن را کوتاه می کنم !
14 سال و 5 ماه و 17 روز و 6 ساعت و 17 دقيقه قبل