یـ ـک آدمـ ـ
همه چین های صورتم / به پای دامن تو
یـ ـک آدمـ ـ
آتش دل چون نمیگردد به آب دیده کم / میدمم بادی بر آتش، تا بتر سوزد مرا
یـ ـک آدمـ ـ
باید بشینم بقیه اش رو هم بنویسم / ویرایش هم مونده / اه ولی لامپ اطاق سوخته / کاش عوض میکردم / حس شیرازیت
یـ ـک آدمـ ـ
ینی من خراب این غزل و بیتم دیگه //// در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا / سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
یـ ـک آدمـ ـ
چه کنم از " تویی " که در هیچ واژه ای بند نمی شود
یـ ـک آدمـ ـ
بی نایم / شایدم بینا برای فرار از تو
یـ ـک آدمـ ـ
به داغی قهوه نگاهت / سوخته ام