یـ ـک آدمـ ـ
حالا هی درخت کنم این کاغذ ها را / تو که نخاهی امد
یـ ـک آدمـ ـ
بی چاره بود این قلم / گفته بودند بنویس تا وقتش برسد
یـ ـک آدمـ ـ
همه زمزمه کردند / وسوسه دارد بی آواتاری
یـ ـک آدمـ ـ
خیال ما هنوز خام / نچینید از ذهنمان
یـ ـک آدمـ ـ
باور کنید مهم نیست باور کنید / شاید بگید به رو نمی اره / ولی مهم نیست / حالا اونایی که من ُ از نزدیک ِ نزدیک میشناسن میدونن که همیشه دو قدم جلوتر رو دیدم / من امروز رو دیده بودم / حتا به خودش هم گفته بودم / ولی باور نمی کرد / وقتی روز های بعدت رو مث یه تصویر متحرک جلوی چشت ببینی / دیگه واست سخت نیست / دیگه تحمل نمی خاد / چون قبلن هضم کردیش / گفتی به خودت که یه روزی این اتفاق می افته / پس باور کنید میدونستم / شاید مهم نیست واژه درست و ملموسی نباشه / ولی باور کنید سخت نیست / باور کنید / حالا باور هم نکنید مهم نیست / چون خودم باور کردم / به یقین هم رسیدم
یـ ـک آدمـ ـ
سانست پارک رو شروع کردم / اثر پل استر / فلن که خوب بود و تونست نگه ام داره
یـ ـک آدمـ ـ
بیا دست بزن / حتا شده به قتل من
یـ ـک آدمـ ـ
حال من خوب نیست / یکی رد این واژه ها را بگیرد
یـ ـک آدمـ ـ
امروز تو راه برگشت از خانه ترانه به خانه خودم توی تاکسی یه دختر چادری نشسته بود جلو به راننده گفت میشه موسیقی رو خاموش کنید / مام گفتیم پس میخاد با تلفن بحرفه / بعد مدتی روشن کرد راننده با گفت میشه ببندید / بعد راننده گفت چشم بله میشه / رادیو روشن کرد رادیو موزیک داشت / گفت خاهش کردم که روشن نکنید / گفت بابا اینکه دیگه رادیوه موزیکش هم مجازه / گفت قرآن گفته موسیقی به کل حرامه / بعد بحث ِ یه ساعت شروع شد که حتا به یاد آوردن حرفاش هم تهوع آوره / همچین ادمایی دیگران رو از اسلام زده میکنه / یه ادم منجمد که هر چقد بحث کردم باهاش حرف حرف خودش بود / اسلام به نظر من گفته اون چیزی که باعث تحریک شه گناه هستش / ولی حالا این هی میگفت هر موسیقی حرامه / سرتون ُ درد نیارم ینی اصن میخاستم یا خودم ُ بکوشم یا اون ُ/ اه اه اههه / بابا خانوم محترم وقتی اصن به حرفی که آگاهی نداری چرا نظر میدی / هی استاد استاد میزد / استادشون توی حسینیه ارشاد جلسه داشت / ینی من برم اونجا با این مغز منجمدشون قتل عام میکنن من ُ / بابا به والله ما هم قران اسلام خدا رو قبول داریم / ولی اسلام اینا رو که شما میگید رو نمیگفت ..
یـ ـک آدمـ ـ
نه دوایی است نه درمانی در این چهار ضلعی / تنها درد است و اشک بر تن / کدام باد نشانی ام را / از دستانت ربود مرگ ؟
یـ ـک آدمـ ـ
هرگز از مرگ نهراسيده ام / اگر چه دستانش از ابتذال شكننده تر بود /// شاملو