abisefid(امیر)
سخت ترين لحظه اي كه با آن روبرو ميشوي مرگ نيست بلكه سخت ترين لحظه " تنهايي بعد از مرگ " است . . هميشه اين تنهاييست كه سخت ترين لحظه ها را ميسازد .
abisefid(امیر)
میدانی؟...؟... دیگر این روزها حرفهایم را بغض میکنم، مثل تمام نداشتن هایم... خستهام از این روزهای ناتمام، از این دلتنگیهای ساکت و مایوس، از تمام تکیه بر باد دادن ها.... ... دلم عجیب نوازش میخواهد! اما هر چه فریاد می زنم، چیزی جز خالیها حجم دستانم را پر نمیکند... می دانی؟! دیگر چه سود نوشتنهای بی حاصلم..... من دلم یک همدم میخواهد!!
abisefid(امیر)
تمام خنده هایم را ... نذر کرده ام که گریه ام نگیرد... اما شبها.. وای از شبها...! هوای آغوشت دیوانه ام میکند... و من در اشک غرق می شوم...!
abisefid(امیر)
مهربانیت را به دستی ببخش که میدانی با او خواهی ماند وگرنه حسرتی می گذاری بر دلی که دوستت دارد .
abisefid(امیر)
ابرهای تکّه تکّه و گسسته، باران نمی آورند، دست مهربان باد، مجلس عقد و ازدواج ابرها را در آسمان فراهم می آورد، می بینیم که بدون ازدواج، زمین برهوت خواهد شد! (دکتر سنگری)
abisefid(امیر)
در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه ۴۴) ... پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵)
abisefid(امیر)
دلم روودخانه میخواهد؛ جاری. خروشان. روو بهراه. تو آنسوویِ روود بروی، من اینسوو. موازی و همراه، و شانه داده به شانهی روود. و روودخانه، هرچه برود به هیچ پلی نرسد. و به هیچ دریایی نریزد. به هیچ دشتی. دلم روودخانه میخواهد؛ جاری، خروشان، روو بهراه. که فقط برود، و ما دو سوویِ آن، چشم دوخته بههم، همراش برویم. و هیچکجای روود به هم نرسیم. رسیدن؛ همه چیز را خراب میکند عزیز!
abisefid(امیر)
گاهی دلت میخواد همه ی بغض هات از نگاهت خونده بشن میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا یه جمله ای مثل : چیزی شده؟؟!! اونجاست که بغضت رو با یک لیوان سکوت سر میکشی و با یه لبخند سرد میگی : "نه! هیچی!!!"
abisefid(امیر)
از همان ابتدا دروغ گفتند! مگر نگفتند که "من" و "تو" ، "ما" می شویم؟! پس چرا حالا "من" این قدر تنهاست! از کی "تو" اینقدر سنگ دل شد؟!... اصلا این "او" را که بازی داد؟!... که آمد و "تو" را با خود برد و شدید "ما"! می بینی قصه ی عشقمان فاتحه ی دستور زبان را خوانده است...!
abisefid(امیر)
هیس !!! ساکت !!! وجدان ها همه خوابند!!! آهسته بروید !!! آهسته بیایید !!! مبادا بیدار شوند !!!
abisefid(امیر)
وقتی قرار باشه فراموش بشی میشی حالا هی بیا خودتو بکن توو چشم طرف بابا نمیبینت بفهم!