abisefid(امیر)
دارم از تنهایی می پوسم و میمیرم... شاید سرنوشت من اینه که همیشه با یه دنیا آه و حسرت در چرخش و نفس کشیدن باشم. دنبال بهانه بودم گریه کنم...چشمامو سرزنش نکن و سعی نکن جلوشون رو بگیری...بهانه باز هم پیدا شد...اونم خودت هستی... نمیدونم از خوبی هات بگم یا وقتی شکستیم اقتدا به تو دارم وقتی اذان عشق سر میدی...نمازم بی قنوت و بی رکوع و تنها سجده بر آغوش تو دارد. سلامم را بر حریر خوابت بکش...بر اون چشمایی که در اغوشم به انها ذل میزدم. قلم نوشتم ساکته وقتی که چشمام با اشکاشون تورو برام میکشن و هر لحظه دلخوشیم شده توهم خیالت. دنبال بهانه بودم گریه کنم.......
abisefid(امیر)
ه من يه تو يه فاصله نه نشد * بى من يه تو يه فاصله نه نشد * بى تو يه من يه فاصله نه نشد * يه من يه تو بى فاصله حالا شد ...............
abisefid(امیر)
از دورترين نقطه ي عشق ، دل به پرگار خدا مي بندم ، شايد به تو رسيدن در يك شعاع زياد هم محال نباشد...
abisefid(امیر)
اين قدر خودتو نگير! اين قدر با غرور و تكبر باهاش حرف نزن! وقتى بهت ابراز علاقه كرد فكر نكن فوق العاده اى!!!!!!!!شايد اون كم توقع باشه.............
abisefid(امیر)
دوباره پاییز اما نه ((فصل خزان)) زرد! ........دوباره پاییز اما نه فصل اندوه و درد! .......دوباره پاییز فصل زیبای سادگی دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی...
abisefid(امیر)
گفته بودم كه اگر بوسه دهي توبه كنم ، كه دگر اين گونه خطاها نكنم ، بوسه دادى و چو برخاست لبم از لب تو ، توبه كردم كه دگر توبه بيجا نكنم
abisefid(امیر)
لامارتین شاعر فرانسوی می گوید : تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم ، محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا
abisefid(امیر)
فکرت، دستِ دلم را می لرزاند مرور چندمین خاطره ای در دفتر افکار من؟ سنگین شده است سایه نگاهی بر سر خاطرات من راستی چشمهایت را با خود برده ای؟
abisefid(امیر)
داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگی ۲۴رنگ قاب فلزی رو از توو کارتون درآورد نگاش کرد و زد زیر خنده!!! گفت: میدونی این چیه؟ اینو خریده بودم هروقت معدلت ۲۰ شد بدم بهت حیف واقعا!!! خاک تو سرت
abisefid(امیر)
به من مجوز چاپ نمیدهند ... میگویند داستانی كه نوشته ای قابل باور نیست!!!! اما من فقط خاطراتم را نوشته ام!!!
abisefid(امیر)
تو دور می شــــــوی من در همین دور می مــــــــــانم ! پشــیمان که شـدی برنگــــــرد !! لاشه ی یک دل که دیدن ندارد..!
abisefid(امیر)
چرا غمگینی ؟..... سكوت كدامین حصار به این روزت كشانده ؟ ........باز هم فصل خزان مرا ." تو بهاری ؟....... نیمه شب چشمانت چرا بارانی ست ؟ ......چقدر این سر خسته ام زانوانت را دلواپس است....... چقدر موهای سیاهم دستانت را خواهش است........ نمی دانم این بار به چه امیدی...... در حاشیه دستانت به انتظار بمانم ؟ .....شاید بروم به نا كجای فریاد.. به نا كجای عشق..... به ناكجای حسرتهای باطل و بیهوده .........بروم یا نروم !!؟