abisefid(امیر)
میگن دلتنگی قشنگ ترین هدیه ی عشقه حالا من با این هدیه ی قشنگ تو چیکار کنم!؟
abisefid(امیر)
با تو از عشق میگفتم از پشیمانی و از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!... در جواب صدایی بی وقفه می گفت: "دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد!!!"
abisefid(امیر)
ایوان تهی است و باغ از یاد مسافر سرشار در درهی آفتاب، سر بر گرفتهای: کنار بالش تو، بید سایهفکن از پا درآمده است. دوری تو از آن سوی شقایق دوری. در خیرگی بوتهها کو سایهی لبخندی که گذر کند؟ از شکاف اندیشه، کو نسیمی که درون آید؟ سنگریزهی رود، بر گونهی تو میلغزد شبنم جنگل دور، سیمای تو را میرباید تو را از تو ربودهاند و این تنهایی ژرف است. میگریی
abisefid(امیر)
رد پای توست بر برف و چقدر ناسزا میگویم آفتاب را که بیصدا پاک میکند این تنها یادگارت را...
abisefid(امیر)
لطفا اصرار نکنید! فراموشش کرده ام ، خندیدن را می گویم. خنده ...، واژه ی غریبی است.. که من امروز هایم به آن دهن کجی می کند و هم آغوش بغض می شود
abisefid(امیر)
هفت نصيحت مولانا : گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود ) • باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) • اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب ) • وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ ) • متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك ) • بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا ) • اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )
abisefid(امیر)
دلم که گرفته باشد،،، باصدای دوره گردهم گریه می کنم،.. چه رسد به مرور خاطرات باهم بودنمان.....
abisefid(امیر)
روز اول خیلی اتفاقی دیدمت... روز دوم الکی الکی چشمهام به چشمت افتاد... هفته بعد دزدکی بهت نگاه کردم... ماه بعد شانسی به دلم نشستی و حالا سالهاست یواشکی دوست دارم
abisefid(امیر)
لنگه های چوبی درب حیاطمان اگرچه کهنه اند و جیرجیر می کنند! ولی خوش به حالشان که لنگه ی همند.... "زنده یاد حسین پناهی"