دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ahmad dastan

نگر تا این شب خونین سحر کرد ... چه خنجر ها که از دل ها گذر کرد .... درباره »
ahmad dastan
مرد - مجرد
امتیاز: 1011

دنبال‌شدگان

(201 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(256 کاربر)

گروه‌ها

(32 گروه)

بازدید

ENSAN
ENSAN
توسط ahmad dastan

هنوز هم اینجا به انتظار تاریخ نشستیم ..... تاریخ خوان شدیم ، نه تاریخ ساز !

ahmad dastan
506141_qy2QK7uE.jpg ahmad dastan

دلم گرفته کمی از جفای انسانها/ جفا که نیست!چه ظلم است می رود بر ما / دلم گرفته ازین شهر خالی از غیرت/ ازین دروغ و حسادت، وزین بلای ریا ! / ببین که مشکل ما شهر و جا و دوران نیست / که هرچه هست ازین فعل آدم است و دو پا !!/ تمام ِ شعر ِ وجودم به غارتی بردند!/ فقط دل ِ گرفته و تنگی بمانده در تن ِ ما... /دلم برای دل ِ هرچه آدمی تنگ است ! / دلی که پاک بمانده ست و هست اهل خدا /

ahmad dastan
506141_B0ucZWBw.jpg ahmad dastan

من ، يه غريبه ، توي شهر بي وفايي تو ،-- خود فرياد ، توي اوج بي صدايي **** من ، تك و تنها ، توي اين زمونه ي پوچ--- تو خود مقصد ، بهترين جا واسه ي كوچ **** من ، يه درختم ، خشك و بي برگ توي بيشه---- تو ، گل سرخي ، شاد و خندون تا هميشه **** من ، يه جزيره ، كه جدا از همه خاكه---- تو ، مثل دريا ، كه وسيع و صاف و پاكه **** من ، پر ظلمت ، پر وحشت و سياهي---- تو ، خود نوري ، مثل خورشيد مثل ماهي **** من ، خالي از خويش ، گمشده تو بينهايت----- تو ، مثل كوهي ، پر غروروبا صلابت **** من ، يه پرنده ، سرنوشتم يه قفس بود------ تو ، يه قناري ، آرزوت يه هم نفس بود **** من ، پر گريه ، پر التماس و خواهش------ تو ، ميكشيدي ، بر سرم دست نوازش **** من ، مثل فرهاد ، جان به راه عشق داده------ تو ، تا ته عمر ، دل به غير من نداده

ahmad dastan
506141_bXg4KbaD.jpg ahmad dastan

دیر گاهی است که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام / وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غمها شده ام / مگر آیینه زمن بی خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام / کاش چشمان مرا خاک کنند / تا نبینم که چه تنها شده ام

ENSAN
506141_B0ucZWBw.jpg ENSAN
توسط ahmad dastan

همه میگن مادر ها مثل شمع می سوزن اما من میگم پدر ها مثل خودکارن همیشه مینویسن تا تموم شن وقتی که ننویسن می فهمی که ...

ahmad dastan
Charly-Chaplin-Print-C12199052.jpeg ahmad dastan

دِلا خو کن به تنهایی، که از تن ها بلا خیزد سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد ...

ahmad dastan
ahmad dastan

درد دل یک دختر شهید با پدرش: سفرش طولانيست ؛ او كجا رفته مگر ؛ او كه هرگز دل بي مهر نداشت ؛ او كه هر روز مرا مي‌بوسيد؛ او كه مي گفت «برايش به خدا دوري از ما سخت است»؛ پس چرا دير نمود. آري من مي‌دانم كه چرا غمگين است؛ علت تأخيرش من فقط مي‌دانم؛ آخر آن موقع‌ها، حرف قرآن و خدا و دين بود؛ كربلا بود و هزاران عاشق؛ همه‌ مسئولين چون رجايي و بهشتي بودند؛ حرف يك رنگي بود؛ ظاهر و باطن افراد ز هم فرق نداشت؛ همه‌ خواهرها زير چادر بودند؛ صحبت از تقوا بود؛ همه جا زيبا بود؛ جاي رقص و آواز ، همه جا صوت قرآن مي‌آمد؛ همه خط ها روشن، خوب و خوانا بودند؛ حرف از ايمان بود؛ حرف از تقوا بود. .....اما امروز پدر، درد و دل بسيار است؛ همه آنچه به من مي‌گفتي، رنگ ديگر دارد يا بسي كم رنگ است؛ خط كج گشته هنر؛ بي‌هنران همگي خوب و هنرمند شدند؛ كج روي محبوب است. در مجالس و سخنراني‌ها جاي زيباي شهيدان خاليست؛ يا اگر هست از آن بوي ريا مي‌آيد. حرف از آزادي است، حرف از رابطه با امريكاست؛ آري من مي‌دانم، علت اندوه تو اينست بابا؛ پدرم من اين بار مي‌نويسم كه اگر برگشتن ز برايت سخت است ما بياييم برت؛ تو فقط آدرست را بنويس؛

ahmad dastan
6659_691.jpg ahmad dastan

گلشیفته برای شما، ننه علی برای ما/ امریکا برای شما روستای بشاگرد برای ما /اصغر برای شما همان دهنمکی برای ما/ اسکار برای شما جشنوار عمار هم برای ما /مدهای روز برای شما. چادر زهرا(س) هم برای ما/ ادکلن دیویدف برای شما عطر حرم برای ما/ تبریک وزارت امورخارجه آمریکا برای شما، فقط و فقط لبخند رهبری برای ما/

این ارسال را بازنشر کرده است.
ahmad dastan
9985_972.jpg ahmad dastan

سلام آقاجون! من چارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده. مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. اما نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه! این روزا مامانم خیلی صورتشو می شوره.نمی دونم چرا نگاش یا به منه یا به قاب های رو تاقچه و یا به در خونمون که بابا زنگ بزنه.امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم. برای ادامه هم برید لینک : [لینک] اوج .....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ENSAN
ENSAN
توسط ahmad dastan

راز خوشبختی من خفته در قلب من است/تو کجا میگردی قلب من این وطن است/خاک مادر زادی ، خانه اجدادی/این وطن ارثیه ی پشت در پشت من است/ هیچ ابر قدرتکی مرد تسخیرش نیست/ زن اگر تهمینه ، مرد اگر تهمتن است.... شعد مام وطن از محسن چاوشی باور کنید به گوش دادنش می ارزه

ENSAN
imam-zaman.jpg ENSAN
توسط ahmad dastan

خدایا پاک کنی به من بده تا گریه کودکان یتیم را پاک کنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
ahmad dastan
baroon1.jpg ahmad dastan

.کسی هست آغوشش را، شانه‌هایش را به من قرض بدهد .! تا یک دل سیر گریه کنم؟! بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی؟ دیگه تحمل ندارم به خداااااااااااااااااااااااااا!!

ahmad dastan
cbx.jpg ahmad dastan

عمو گفت:بابات رفته پیش خدا /خاله گفت:بابات اون ستاره پرنور تواسمونه /مامان گفت:بابات رفته تو اسمونها/ کودک گفت:واسه چی دروغ میگید بابام زیرخاکه/ خاله:افرین چه زود بامسئله کنار اومدی/ بعد از اون روز مادرشو وادار کرد هرروز اونو ببره سر خاک باباش /اون خاک سرقبر باباشو صاف میکرد واب میداد بعداز چند روزکودک صبرش سراومد به مامانش گفت:پس چرا باباسبز نمیشه؟؟؟؟.

این ارسال را بازنشر کرده است.
ENSAN
ENSAN
توسط ahmad dastan

راحت نوشتیم بابا اب داد.... بابا نان داد......... بی انکه بدانیم بابا برای اب و نان همه جوانیش را داد...... برای شادی روح همه ی باباهای دنیاکه دیگه هیچوقت بیشمون نیستند و سلامتی باباهایی که سایشوون بالا سر من و تو هست.... یه دسته گل به زیبایی سوره ی حمد بفرستید.....

ahmad dastan
ahmad dastan

دنیای کوچکیست...ما کوچکتر... کوچکتر ... کوچکتر من ، نقطه ی کوچکی بر این صفحه بُدم این صفحه خودش برگه ی نازکیست از دفتر عشق آن دفتر عشق ، میرود سوی نبود ... من ، دایره ای بودم که از عشق نقطه شدم

ahmad dastan
21b3ac5c24ee.jpg ahmad dastan

هيچکس با من نيست !...مانده ام تا به چه انديشه کنم...مانده ام در قفس تنهايی...در قفس ميخوانم... چه غريبانه شبي ست... شب تنهايی من!...ء