دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]
ما چون دو دریچه ، رو به روی هم ... آگاه ز هر بگو مگوی هم ... هر روز سلام و پرسش و خنده ... هر روز قرار روز آینده ... عمر آینه ی بهشت ، اما … ! [ اخوان ثالث ]
الهی ... چون در تو نگرم از جمله تاج دارانم ... و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم ... خاک بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم و شیطان را ... شاد ... ! [ خواجه عبداللّه انصاری ]
@حسین ( یه تشکر ویــــژه , یه دنیا محبت , یه دنیا خوبی , یه عالمه هم زبونی , یه ارادت ِ مخصوص , یه حس ِ خاص ) همه ی اینا برای تو که اولین و بهترینی !! خودت میدونی که چی میگم ؛ حسین , همیشه همراهم بودی ُ هیچی برام کم نذاشتی ، فقط اینُ بدون که خیلی دوست دارم , خیلی زیاد ؛ حتی اگه دوستای جدیدی ــَم پیدا کنم تو توی همون جایگاه هستی ؛ با هیشکی عوضت نمیکنم !!
فکر میکردم
جهان آن قدر بزرگ است
که بشود با شعر دگرگونش کرد
پس شعار دادم به جای شعر نوشتن
و در هپروت خود را بر سکوی خطابهای دیدم
در احاطهی کرور کرور گرسنه
که میخواهند طشتِ حاکم را
از بام ملوکانهاش پایین بیاندازند
دلخوش بودم به این که تو تماشاگرِ منی
پس به دست گرفتم گیتار ویکتورخارا را
با رؤیای این که صدایش
پینوشه را از خواب خوش بپراند
چه دیر فهمیدم
باب دیلن حتا کالاییست
که در حجرهی لاله زاریهای نیویورک
دست به دست میشود
یغما گلرویی (زادهٔ ۱۳۵۴) متولد ارومیه- آذربایجان غربی، ترانهسرا، شاعر و مترجم ایرانی است.
از او آثار متعددی از جمله شعر، داستان، ترجمهٔ شعر، فیلمنامه و غیره منتشر شده است و در ضمن ترانههای او توسط کسانی همچون امیر کریمی، سیاوش قمیشی، حسن شماعی زاده، معین، امید، شیلا، فرهاد جواهر کلام، ناصر عبدالهی، شادمهر عقیلی، قاسم افشار، سعید شهروز، رضا یزدانی و چند خواننده دیگر اجرا شده است.
ترانهٔ «تصور کن» که در آلبوم روزهای بیخاطرهٔ سیاوش قمیشی اجرا شد را میتوان از معروفترین ترانههای گلرویی نامید.
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 57 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن