دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
تنهایی3.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

آدمهای تنهایی را می شناسم که ... همه‌ی دلیلشان برای تنهایی ... نگرانی از تنهاتر شدن است ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
پروانه نور.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

@بی‌تـا ‌تای عزیز ... با آرزوی بهترین‌ها برای شما ... تولـــــــــــــــدتان مبارکـــــــــــــــ !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دوستان عزیز ... مهربانان : این‌که بصورت عام بگوییم "کپی‌کردن" کاری‌ست غیر اخلاقی ، کمی بی انصافی است . تاریخ مکتوب و شفاهی این سرزمین کهن،مملو است از گفته ها و روایت‌هایی که بارها و بارها توسط گذشتگان ما بازخوانی و تکرار شده . واگر نبود همین اعمالی که امروزه به مدد تکنولوژی کپی‌اش مینامیم،تماما از بین رفته بود. هرکپی کردنی مذموم نیست ،بلکه واگویی چیزیست که دوستش میداریم و به ذهن خود نزدیکش میشماریم . بعنوان مثال وقتی شما لطیفه‌ای را برای یک دوست تعریف می‌کنید،قصد ونیت اولیه شما فقط وفقط تکرار مطلب جذابی‌ست که شنیده‌اید ،تا دوست خود را درآن لذت شریک سازید . هرچند تکرار یک مطلب در جمعی که همین چند لحظه پیش آن مطلب را از زبان دیگری شنیده‌است امری مذموم است، اما نباید این سوء‌تفاهم در ما بوجود آید که تکرار آن درجایی دیگر خلاف است . خلاصه کنم ... بیایید یاد بگیریم زیبایی‌ها را تکرار کنیم ،بجا و درست ، ودراین تکرارها با خلاقیت‌هایمان کاستی‌ها را زدوده تا زیبایی‌ها را زیباتر ببینیم ... ! کوچک همه شما = (علی‌بابا)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کسی چه می فهمد ... که تکرار یاد"تـــــــــــو" چقدر زندگی بخش است ... درست مثل تکرار نفس هایم ... !/ [ اردیبهشت92 ]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
توئیت.png ✔ عـلـ[بابا]ــی

@MoZhgan عزیز ... بابت ارسالهای زیبایتان در گروه صمیمانه سپاسگزاریم ... و همچنین، ورودتان را به جمع مدیریت این گروه ... خوش‌آمد می‌گوییم ... !/ [از طرف مدیران گروه]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

حرف، حرف می آورد ... حرف ِ تو امّا ... سکوت، بغض، اشک ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

درِ اين خانه، به اميد تو باز است هنوز ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

همچنان سرگردان ... چون "گل" آفتابگردان ... در بی‌قراری‌های روزهای پُرباران ... !/ [بهمن91]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

وقت است تا که چاک زنم پیرهن به تنم ... تا بنگری که جان نبود بی تو در تنم ... !/ [رضا یغمائی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
عجل فرجهم.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

با سلام ای آقا ... شبتان مهتابی ... روز میلاد شما در پیش است ... عرض تبریک آقا ... و کمی بیتابی ... چشم عالم به دقایق نگران خواهد شد! ... کوچه ها منتظرند ... دشت ها، حوصله‌ی سبزه ندارند دیگر ... پس چرا دیر آقا ؟! ... ای نفس ها به فدای کف نعلین شما ! ... اندکی تند قدم بردارید ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

او به من خیره مانده بود و من ... به ساعتی که 7:45 را نشان میداد ... درحالی که ساعت 4:15 بود ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

رنج را آشفته در لبخند پنهان میکنم ... تا دلش غمگین نگردد هر کسی با ما نشست ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

شبها گذرد که دیده نتوانم بست / مردُم همه از خواب و من از فکر تو مست / باشد که به دست خویش خونم ریزی / تا جان بدهم دامن مقصود به دست ... !/ [سعدی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

همه رفته‌اند و من ... هنوز مانده‌ام کهِ چرا همه می‌رَوند؟ ... بهِ راهی، بهِ امیّدِ کسی که شاید قرار نیست، اصلا باشد ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دستم به تو نمی رسد ... حتی در شعرهایی که با دست خودم می نویسم ... پس هم چنان ... در ارتفاع دورترین استعاره ها بمان ! ... مباد، که دست کسی ... به تو برسد ... !/ [کامران رسول زاده]

این ارسال را بازنشر کرده است.