✔ عـلـ[بابا]ــی
در فصلی به شهر آمدم که ... نسیم های دروغین ... بوی پرهای سوخته را مزمزه می کردند ... و هیچ نسخه ای ... شربت «دوستی» را تجویز نمی کرد ... ! (محمد رضا عبدالملکیان)
✔ عـلـ[بابا]ــی
"دانشگاه تابستانه خانه ی هنرمندان ایران" ... دوره های جامع و فشرده رویکردهای نقد هنری ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
برای من که در بندم ،چه اندوه آوری ای تن ... فراز وحشتی داری ،فرود خنجری ای تن ... غم آزادگی دارم به تن دلبستگی تا کی ؟ ... به من بخشیده دلتنگی شکستن های پی در پی ... ! (ایرج جنتی عطایی)
✔ عـلـ[بابا]ــی
Valley of Ten Thousand Smokes, Alaska by Michael Melford
✔ عـلـ[بابا]ــی
هر شاهدی که در نظر آمد به دلبری / در دل نیافت راه که آن جا مکان توست / این باد روح پرور از انفاس صبحدم / گویی مگر ز طره ی عنبرفشان توست / ... ! (خط زیبای استاد فلسفی)
✔ عـلـ[بابا]ــی
خدایا ! آدم خلق کردی یا تخم مرغ ؟ ... همه تو زرد ... ؟ !
✔ عـلـ[بابا]ــی
قرآن ... من شرمنده ی تو ام ... اگر به یک فستیوال مبدل شده ای ... حفظ کردن تو با شماره ی صفحه خواندن تو ،از آخر به اول یک معرفت است یا یک رکوردگیری؟ ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
در زبده الدعوات روايت كرده است كه رسول خدا (ص) به خانه حضرت فاطمه(س) آمد . امام حسن را بيمار يافت و اين منظره بر آن حضرت خيلي گران آمد . جبرئيل نازل شد و گفت : يا محمد تعليم كنم تو را دعايي كه با آن فرزندت از ناخوشي خلاص گردد و بخواند : اللهم لا اله الا انت العلي العظيم ذو السلطان القديم و المن العظيم و الوجه الكريم لا اله الا انت العلي العظيم ولي الكلمات التامات و الدعوات المستجابات خل ما اصبح. پس حضرت اين دعا را خواند و دست خود را بر پيشاني امام حسن (ع) گذاشت و شفا يافت ... ! (برای شفای دوستمان التماس دعا)
✔ عـلـ[بابا]ــی
کسانی که دوستمان دارند ... حتی اگر هزار دلیل برای رفتن وجود داشته باشد هرگز رهایمان نخواهند کرد ... آنها حتما یک دلیل برای ماندن خواهند یافت ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
حروم اون آمپولیه که دونه ای 220 هزار تومن پولشه و تو باید ماهی سه تاشو بزنی ... حروم زندگی این بدبخته که حسرت یه عروسی به دلش مونده ... زده بالا ، متوسل شده به تابلوی کائنات ... حروم اون نزول خوره که اگه سر ماه پول با اسکونتش حاضر نباشه ، اسباب و اثاثیه پدر و مادر من رو بعد از 30 سال کار تو آموزش و پرورش این مملکت میزیزه سر کوچه ... حروم اون ماشینی که آیینه بغلش ، دیه ما سه نفره ( دیالوگ حميد فرخ نژاد / گشت ارشاد)
✔ عـلـ[بابا]ــی
بسترم ... صدف خالی یک تنهایی است ... و تو چون مروارید ،گردن آویز کسانی دیگر ... ! (ه-الف-سایه)
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 13 ساعت و 30 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن