✔ عـلـ[بابا]ــی
●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●
✔ عـلـ[بابا]ــی
روز دانشجو ... تظاهرات یادبود 16 آذر در سال 1351 ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
این روزها همه غذای امام حسین برای خود ذخیره میکنند ... شما چطور؟ ... ! ( عکسی از یخچال یک عزادار )
✔ عـلـ[بابا]ــی
بیا کنار ساحل بایست ... یک بار بگو سلام ،بگذار دهان تمام ماهیها آب بیفتد ... یک بار بگو خداحافظ ،تا اشک تمام ماهیهارا در آورده باشی ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
… و چقدر بغض ابر ... تکه حرف ... برای باریدن داشت ... ! (امید دیوسالار)
✔ عـلـ[بابا]ــی
با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد ... ولی ... یا حسین گفتن کجا و با حسین بودن کجا ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
الا ای عاشقان دیگر، غم عالم نمایان شد ... دگر غمها ز داغ او، برایم سهل و آسان شد ... زچشمم اشک می ریزد، زقلبم خون عاشورا ... سبوی عین و شین و قاف، به روی دست مستان شد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
هر جا که ميروم ز غمت ديده پر نم است ... هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است ... عمري گريستم که موظف به گريهام ... گر نُه فلک به گريه شود باز هم کم است ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
تو می گفتی زمان این لحظه شادابی ما نیست. زمان صد چهره افسرده هم دارد ... جهان تنها سرود گرم و زیبای محبت نیست ، هزاران درد در هر زیر و بم دارد ... و من باور نمی کردم ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
شکست های معروف ... ! (6) : مایکل جردن بسکتبالیست حرفه ای سابق و معروف با عنوان بهترین بسکتبالیستی که تا به حال بوده است ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
شکست های معروف ... ! (5) : اپرا وینفری مجری برنامه تلویزیونی اپرا که به مدت 25 سال در 145 کشور مختلف پخش شد اولین بیلیونر سیاه پوست جهان ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
من اناری را، مي كُنم دانه، به دل مي گويم: خوب بود اين مردم، دانه های دلشان پيدا بود ... ! (سهراب)
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 23 روز و 20 ساعت و 25 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن