دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای برادر، تو همان «اندیشه‌ای» ... ما بقی، تو استخوان و ریشه‌ای ... !/ [مولانا]

✔ عـلـ[بابا]ــی
دستها3.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی
در بابا

مانند همیشه چشـم‌هایم به دَر است / بر سفره‌ی ما جگر نه، خونِ جگر است / تـه مانــده‌ی سـفـره‌ی شـمـا را آورد / آری، پــدرم مـورچـه‌ی کـارگر اسـت ... !/ [جلیل صفربیگی / Photos by National Geographic - Björka Oddities]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

باز هم خیال تو مرا برداشت ... کجا می بَرَدَم؟ ... نمی دانم ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
کمان کشیده.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

چه شود به چهره ی زرد من، نظری برای خدا کنی؟ / که اگر کنی، همه درد من به یکی نظاره دوا کنی / تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین / همه ی غمم بود از همین، که خدانکرده خطا کنی ... !/ [هاتف]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نقل است که : ... یحیی معاذ نامه ای نوشت به بایزید و گفت؛ چه گویی در کسی که قدحی شراب خورد و مست ازل و ابد شود؟ ... بایزید جواب داد که؛ "من آن ندانم" ... آن دانم که اینجا مرد هست که در شبانه روز دریاها ازل و ابد در میکشد و نعره هَل مِن مَزید میزند ... !/ [عطار / تذکرة الولیاء]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ما دو تن مغرور؛ هر دو از هم دور ... وای در من تاب دوری نیست ... ای خیالت خاطر من را نوازش بار ... بیش از این در من صبوری نیست ... بی تو من تنهای تنهایم ... من، به دیدار تو می آیم ... [حمید مصدق]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

" فروغ" می‌‌گفت : ... ما بر زمینی هرزه روییدیم ... و همچنان ... بر زمینی هرزه می باریم ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

وقتی از من خواست "حـــــلال‌"ش کنم ! ... همان کسی که ... با بــــی رحمـــی، محبت هایم را "حـــــرام" کرده بود! ... اجابت کردم ؛ او را حلال کردم ... و اشکهایم را، حرام ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

همیشه چوب سوختنی نیست ... خوردنی هم هست ! ... آنجا که؛ ... ما گاهی اوقات چوب سادگی‌ها و صداقت‌مان را می‌خوریم ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

با " یکی بود یکی نبود " شروع می شود این قصه ... با یکی ماند و یکی نماند، تمام ... یکی، من بودم یا تو ، مهم نیست ... مهم قصه‌ای ست که تمام می شود ... !/ [رضا کاظمی]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گفتی که: "چو خورشید٬ زنم سوی تو پر ... چون ماه ٬ شبی می کشم از پنجره سر!" ... اندوه٬ که خورشید شدی٬ تنگ غروب! ... افسوس٬ که مهتاب شدی٬ وقت سحر ... !/ [فریدون مشیری]

✔ عـلـ[بابا]ــی
آسمانی.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

@sefidpoosh عزیز ... سه‌ماه و نیم است که از شما بی‌خبریم! ... هرکجا هستید؛ شاد و سلامت باشید ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو تماشا کن که بهار، دیگر پاورچین پاورچین از دل تاریکی می گذرد ... و تو در خوابی و پرستوها خوابند ... و تو می اندیشی به بهار دیگر و به یاری دیگر ... نه بهاری و نه یاری دیگر، حیف ... اما من و تو دور از هم می پوسیم ... غمم از وحشت پوسیدن نیست ... غمم از زیستن بی تو، در این لحظه پُر دلهره است ... !/ [حمید مصدق]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در غم عشق نبودیّ و محبت کردی / این هم از لطف شما بود و نمی‌دانستیم / من نکردم گله از عهد و وفاداری تو / عهد ما عهد جفا بود و نمی‌دانستیم / رنج بی‌عشقی و تنهایی و بی‌مهری یار / همه تقدیر خدا بود و نمی‌دانستیم ... !/ [؟]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مگو شرط دوام دوستی دوری ست٬ باور کن ... همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد ... !/ [فاضل نظری]