دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دستان من نمی توانند ... نه ، نمی توانند هرگز این سیب را عادلانه قسمت کنند ... تو به سهم خود فکر می کنی ... من به سهم تو ... !/ [گروس عبدالملکیان / از مجموعه ی «پرنده ی پنهان»]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گر ز بی مهری مرا از شهر بيرون می‌كنی ... دل كه در كوی تو می‌ماند، به او چون می‌كنی؟ ... !/ [همايی نسائی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بحری است "عشق" و عقل ازو برکناره‌ای / کار کنارگی نبود جز نظاره‌ای / در پردهٔ وجود، ز هستی عدم شوند / آنها که ره برند درین پرده پاره‌ای ... !/ [عطار]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم / مرا به هُرم نفسهای "عشق" آب کنید / بلاغت غم من انتشار خواهد یافت / اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید ... !/ [قیصر]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بازم این سینه سر آه کشیدن دارد / جامه صبر به تن میل دریدن دارد / آن همه خون جگر کز غمش اندر دل بود / جمع در دیده شد و قصد چکیدن دارد ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ها ، چه خوب آمد بیادم، گریه هم کاری است ... گاه این پیوند با اشک است ، یا نفرین ... گاه با شوق است ، یا لبخند یا اسف یا کین ... و آنچه زینسان ، لیک باید باشد این پیوند ... !/ [اخوان ثالث]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت / با دل زخم کش و دیده گریان بروم / نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی / تا در میکده شادان و غزل خوان بروم ... !/ [حافظ]

✔ عـلـ[بابا]ــی
گل محمدی.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

✔ سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
رنگ شفق.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار ... طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد ... !/ [حافظ]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست / هرچه گفت و گوی خلق،آن ره.ره عشاق نیست / شاخ عشق اندر ازل دان،بیخ عشق اندر ابد / این شجر را تکیه بر عرش و ثری و ساق نیست ... !/ [مولانا / دیوان شمس]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

با من بگو تا کیستی؟ مهری بگو، ماهی بگو؟ / خوابی، خیالی، چیستی؟ اشکی بگو، آهی بگو؟ / راندم چو از مهرت سخن، گفتی بسوز و دم مزن / دیگر بگو از جان من، جانا چه می‌خواهی بگو؟ ... !/ [مهرداد اوستا]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای خاطرات کهنه‌ی پرپر ... من خسته نیستم ... دیریست خستگی‌ام تعویض گشته است به درهم شکستگی ... من خسته نیستم ... درهم شکسته‌ام ... این خود امید بزرگی نیست؟ ... !/ [ نصرت رحمانی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

زندگی می گفت: از هر چیز مقداری به جا می ماند ... دانه های قهوه در شیشه ... چند سیگار در پاکت ... و کمی درد در آدمی ... !/ [تورگوت اویار / ترجمه : سیامک تقی زاده]