✔ عـلـ[بابا]ــی
امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی ، سایه از سر من تا سپیده مگیر ... ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم ، وقت دیدن او ، راه دیده مگیر ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
ای غایب از نظر به خدا می سپارمت ، جانم بسوختی و به دل دوست دارمت / تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک ، باور مکن که دست ز دامن بدارمت ... ! (حافظ)
✔ عـلـ[بابا]ــی
زیر باران با یاد تو میروم ... به دنبال جای پای تو ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
تنها جایی که حجاب داشت هنگام نماز خواندن بود ... گویا تنها کسی که به او محرم نبود خدا بود ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عشق آن چیزی است که بیشتر از هر چیزی داشتنش را دوست داریم و بیشتر از هر چیزی دادنش را دوست داریم و هیچ کس در نمی یابد که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
نفت که نیامد به یاری نان بر سر سفره ها ... در عوض یارانه به آتش کشید هم نان وٌ هم سفره را ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
پیامبر ص فرمودند::: هرکس شب عید فطر احیا بگیرد روزیکه همه دلها می میرند قلبش زنده است ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
مضحکتر آنکه خسته شدن را، ما مردمان به نقد نشستیم ... مایی که بار خاطر خلقیم- ما شاعران خسته کننده ... ! (مهدی عابدی)
✔ عـلـ[بابا]ــی
برای سلامتی قلبتان فیلم کمدی تماشا کنید : محققان با بررسی بروی تاثیر برنامه های تلویزیونی و فیلمهای سینمایی در ژانرهای مختلف به این نتیجه رسیده اند که خنده های ناشی از تماشای فیلمهای کمدی می تواند تاثیر مثبتی بر گردش خون داشته باشدو درعوض تماشای فیلمهای جنگی و یا وحشت سبب استرس عصبی می شود ... !
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 19 روز و 13 ساعت و 13 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن