ی دختر دایی روانی دارم منبیشوور اومده خونمون ب جا هیچی میزنه تو سرمبعد شرو میکنه فُش دادنفُشاش ک ته کشید دوباره یکی میزنه تو سرم میره خونشونکل مدت من مث بز زل زده بودم بهشتنها کاری ک تونستم بکنم این بود ک سرمو از پنجره بکنم بیرون فشش بدم اینقد بد زد سرم درد گرفت
داشتم به دوستم اس میدادم دیگ یادم رفت اس اخرشو باز کنم بعد الان باز کردم ی چیزایی بهم گفته بود میشه بگم معروف ترین فوشای انگلیسی رو بهم داده بودیه همچین دوستای خوبی دارم من
امشب انگشت اشاره بابام رفت بین در صندوق عقب ماشین وسط خیابون همچین زده بودم زیر گریه و هل کرده بودم هرکی رد میشد یه نگاه به من میکرد میرفت هرچی بابام میگفت بسه طوری نشده! گریه نکن آبرومو بردی بدتر میشدم خیلی ناجور خون میومد از زیر ناخنش
امسال مدرسمون جابه جا شده اومده نزدیک خونمون کلا حدود 200 متر فاصله دارهبعد به بابام میگم یه شوکر یا یه اسپری فلفل برام بگیر از مدرسه میام احساس امنیت کنمبعد داداشم میگ کسی که تورو نمیدزده اگرم بدزده یه چیزی میزاره روش پس میفرستنت ولی حالا محض احتیاط من یه پاکت فلفل میگیرم برات فوت کنی تو صورت طرففقط حواست باشه به خودت نرسه بیفتی بمیری