گوشیم 6 ساعتِ تو اتاقم خاک میخوره رفتم نگا کردم نه ی زنگ داشتم نه اس ام اسخب الان من تنهام دیگانگار نه انگار اینهمه دوست دارماصن خبر ندارن مُردم یا زنده ام
ی وقتایی هست تو خونه ما ک تلفن یا در خونه زنگ میزنن عکس العملا اینجوریِ: من: اِ؟من برم تو اتاقم کار دارم-داداشم:صدای گوشی منه؟برم ببینم کیه؟ بابا:خُـــــــر پُـــــــــفمامانم : مینا بیا بیرون از تو اتاقت تلفن از من دوره و من در اخراصن من ی بچه مظلومم
امروز اومدم برم کلاس هرچی گشتم روان نویسامو از تو کیفم پیدا نکرمبعد هی داشتم میگشتم ک دستم خورد ب ی چیزی داخل کیفهرچی دنبال زیپ گشتم ک ب اونجا راه پیدا کنه پیدا نکردمبعد ی دفه ی سوراخ تو زیپ مخفی کیفم یافتمچیزایی ک از توش در اومد ب شرح زیره: نوار منیزیم(کش رفته بودم از ازمایشگاه شیمی)لاک مشکی 3 تا دستبند 1 گوشواره 5 تا روان نویسرژ لبم و ایینههر چی از توش میومد بیرون دهن من بیشتر باز میشد