گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر می شود که می خواهم تا سقف آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم ... آرام و آسوده ... مثل ماهی حوضمان که چند روزی است روی آب است .
روزهای پر از دلواپسی ساعت ها غرق در لحظه های بی کسی چشم ها همه منتظر فریادرسی هر نفس حبس در گوشه ی دنج قفسی فقط می دانم! یک روز از جاده های انتظار می رسی
شیخ و مریدان در بیابان عربی را سوار بر شتر بدیدند ، شیخ جهت اسکل نمودن وی از او پرسید: ” آیا این شتر است!؟ ” مرد عرب کمی سرخ و کبود شد و در جا در گذشت!!! جمله همه مریدان واله و حیران گشتندی و از شیخ علت را جویا شدندی. شیخ فرمود: همانا جهت تلفظ ” پ نه پ” بر خود فشار اورد و هلاک شد
گفتم:خدای مهربان... خسته ام!!! گفتی: . از رحمت خدا نا امید نشوید...گفتم: هیچ کس نمیدونه تو دلم چی میگذره!!! گفتی: خدا حائل است میان انسان وقلبش...گفتم: هیچ کس را ندارم!!! گفتی:ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم.. گفتم: ولی انگار اصلا من را فراموش کردی!!! گفتی: من را یاد کنید، تا یاد شما باشم...!!!
آقــو من یه اعترافی تو گلوم گیر کرده، بگم دور همی بخندیم > چارشنبه بعدِ کلاس رفتیم یه دستشویی که تابلویِ #برادران ، #خواهران نداش! کسی نبود، منُ دو تا دوستام رفتیم داخل، داشتیم مقنعه اینا دُرُس میکردیم ، ییهو دو تا #برادر اومدن داخل ! گفتن: ببخشید اینجا مالِ پسراس ! ... گفتم : نـــِـع ، تابلو نداره کهه! ... بعد هعی امتناع کرد مام خوش خوشان اومدیم بیرون! لکن به عینِ دیدم که دو تا دختره دارن میخندن بِِمون! >> این بود انشایِ من!... خخخخ
یک ایرانی در هر جای جهان هم که باشد یک ایرانی است//////شهره صولتی کنسرت 7 روزه VIP دبی را در اعتراض به اظهارات بی اساس مقامات امارات لغو کرد ... کمپین حمایت از جزایر سه گانه
خیلی وقته دیگه بارون نزده رنگ عشق به این خیابون نزده خیلی وقته ابری پر پر نشده دل آسمون سبک تر نشده مه سرد رو تن پنجره ها مثله بغضه توی سینه ی منه ابر چشمام پر اشکه ای خدا وقتشه دوباره بارون بزنه خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست حرف عشق تو رو من با کی بگم همه حرفا که آخه گفتنی نیست خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بد جوری دلتنگ شده
@✔کتــ☾ــے ... آره کتی شدم خانم 3نقطه...دلم خیلی پره...به هیچکس بدی نکردم...همش بدی میبینم...تا اینجا یه خطاب میدم هزارتا حرف پشت سرمه...یاد نگرفتن اینجا مجازیه...یا سعی کنن واقعی باشن...میخوان هم مجازی باشن و هم واقعی...به هستی خطاب شکلات زدم...بعد شنیدم گفتن انا نقش دیدن هستی نداره...ظاهر سازی کزده و خطاب زده...باطنش دشمن هستی هست...ببین چقدر حرف شنیدم...من اگه با هستی مشکل داشتم تو پروفالش هم نمیرفتم...من نمیتونم با هر حزب باد برقصم...بخندم...من نمیتونم دروغ بگم..مغرور بازی در بیارم...طعنه و کنایه بزنم...خوشم نمیاد الکی به هر کسی جون جون بگم...سرم تو لاک خودمه...بیخیال خیلی چیزا شدم...