نمیدانم که دخترک سرزمینم چه چهره زیبایی داشته و نمیدانم که سیران، انگبین کدامین خانواده پیرانشهری بوده است؛ اما آقای وزیر، یک چیز را خوب میدانم. دخترکم آنگاه که در آن کلاس سرد و نمور بر نیمکتهای نه آنچنانی مینشسته و آنگاه که سرما و بوی نفت را تحمل میکرده، در سر رؤیاهایی بزرگی میپرورانده است. سیران این سرزمین، آرزوهایش را در اتاقی دنبال میکرده که دستگیرهای نداشته است. او فرداهای زیبای خود، خانواده و پیرانشهر را امید داشته است. اصلا شاید آقای وزیر، سیران ما در رویایش در آینده خود را وزیری میدیده که دیگر در مرگ هیچ دانشآموزی متهم و مقصر نباشد! آقای وزیر، سپیده فردای این سرزمین، سیرانی را کم دارد که بخشی از سرنوشت این مرز و بوم بود.
تلخ بود مثلِ بوی دود مثلِ بانگِ «رود رود» □ تلخ بود آخرین نگاهِ آن پرندهای که در غروب، پرگشود مادری که بعد از آن غروب مادرِ کسی نبود. ساریا رسول زاده دیگر فرشته ی مظلوم پیرانشهری بامداد امروز به خدا پیوست.
به بالشـــی که زیر سرمون میذاریم ،میشه دروغ گفت ....!؟ چی بگیــــم؟ بگیم خواب بودیم و خواب بد دیدیم؟ خـــــر که نیست! بالشه! میفـــــهمه! نه بالش جان، دلـــــم گرفــــــته بود !
کصافت زیاد فرقی نکرده..... آره....آره .....خود خودشه..... فقط اونی که داره باهاش تو پارک قدم می زنه "من" نیستم..... دستاشون تو دست هم بود و داشتن قدم می زدن..... منم دستام تو جیبم بود و از دور داشتم نگاشون می کردم و ذره ذره جون می دادم.... وقتی خدافظی کردخواستم مثل قدیما....مثل قدیما....چشم هایش را از پشت بگیرم... دیدم طاقت اسم هایی که میگوید را ندارم... وقتی رفت...وقتی رفت رفتم سمت نیمکت اولین قرارمان …. جای او نشستم تا جای خودم خالی باشد !!! می دونم حرفامو درک می کنید, چون هرکسی تو این قسمت سایت نمیاد... تنها جرمم این بود که....این بود که اون ماشین داشت من نداشتم.... بدجوری توپم ازش پره... التماسش هم نکردم, چون رابطه ای که توش التماس باشه ... باید ساعت ۹ شب بذارید دم در خونه شهرداری ببره ! خطش هم عوض کرده......هههههه خیلی خنده داره!!!! اون دختره رویاهای منه ....ههههع
پیرو پست دوستمون که لپ تاپ مخاطبش دستشه ...ما هم هم اکنون از مخاطبمان عمه اشان را درخواست کردیم به نظر شما کدام یک را درخواست کنیم؟ نامبرده دارای 5 عدد عمه می باشد
یعنی دسم به یکی برسه با موچین تموم ابروهاش رو میکنم بعدش بهش........میکنم (لطف میکنم فکر بد نکنید) بعدا قضیه از اینجا آب میخوره که دوستم بهم زنگیده باهام حرفیده در ضمن اون دوست بنده در حالی باهام حرفیده که شماره منو نداره یعنی بعدا با خانوم بنده داشتن حرف میزدن خانومشون به سهیل میگه فلانی مخاطبمه دوستم بهش میگه من زنگیدم علی گفت نه من با فلانی نیستم....خو الان من اون دوست محترم رو چیکار کنم ؟ @ســهـــیـــل
انتخاب مجدد #دنبالر بعنوان برترین شبکهی اجتماعی به انتخاب کاربران در پنجمین دوره از جشنواره وب ایران (ضمن حفظ رتبهی خود در گروه میکروبلاگ) را به تمامی کاربران، علیالخصوص کاربرانی که با آرای مثبت خود چون همیشه حمایت خود را نشان داده و افتخار دیگری را رقم زدند تبریک گفته و امیدواریم با تلاش تیم مدیریت، تیم توسعه و همچنین حمایتِ اسپانسر جدید و محترم شبکه، علاوه بر ارائهی بهترین امکانات، با مشکل ِ افتِ سرعت که همچنان در حال پیگیری میباشد برای همیشه خداحافظی کنیم! از همراهیتان متشکریم ... [لینک]