@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ ی دخترایی هستن کلاخاصن...کلا باحالن..کلا.............ته معرفتن...ی جوری ب دل میشینن ک یادت می مونه بهترینن....شاید لقب زیبا برات کم باشه ولی برازندته........
در هر پست بصورت پیشفرض آخرین 7 لایک کننده و آخرین 7 بازنشر کننده نمایش داده میشود که از این پس میتوانید با کلیک بر روی لینک مرتبط با هرکدام (مشخص شده در تصویر پیوست)، بدون نیاز به رجوع به صفحهی دیگر (در همان صفحهی حاضر) لایک کنندگان و بازنشر کنندگان را بصورت AJAX فراخوانی نمایید.
میگن زمونه حضرت عیسی داشته از یه جایی داشته میگذشته که یه چوپون میبینه که داشته میگفته خدایا گوسفندام قربونت بشن و.......اگه اینجا بودی قربونیشون میکردم و....خلاصه با خدای خودش راز و نیاز میکرده بعدا حضرت عیسی برمیگرده میگه فلانی راه عبادت اینطوریه .......بهش یاد میده که اینکارو بکن و.....خلاصه این چوپون قصه ما هم مثه من آلزایمر بوده . یادش رفته و اونی که خودش بلد بوده هم یادش رفته و منصرف شده از عبادت میگن که از طرف خدا ب حضرت عیسی وحی میشه که پسر خوب تو کار بدی کردی چرا نزاشتی چوپون قصه ما عبادتشو بکنه و....؟خلاصه حضرت عیسی میره به چوپون قصه میگه که آغا تو کارتو بکن خدا هر جور باشی تو و عبادتتو میخواد ...فقط گفتم که گفته باشم