الينا
تيغ كين بر رخ اغيار كشيدن ليكن/ شكوه ها از تو مرا در دل زارست هنوز
الينا
من و دل زار چنانيم كه شب ها نكنند / مردم از زاري من خواب و من از زاري دل
الينا
يكدم ز رخت پرده بر انداز ،كه مهتاب / از شرم تو در تيرگي شام نشيند
الينا
دامن كشان گذر كرد يار از سر مزارم / اي نامه هايهويي اي گريه هايهايي
الينا
در سينه دلم گم شده تهمت به كه بندم / غير از تو در آن خانه كسي راه ندارد
الينا
دلي بي تاب و عاشق پيشه دارم / مزن سنگم كه بار شيشه دارم
الينا
يار بي پرده كمر بست به رسوايي ما / ما تماشايي او ،خلق تماشايي ما
الينا
مي روي و گريه مي آيد مرا/ ساعتي بنشين كه باران بگذرد
الينا
در هجر تو اشكم ز شكاف مژه پيداست/چون طفل يتيمي كه سيه جامه دريده
الينا
ايمن مباش از شر كسي كه براي خود ارزش قائل نيست.
الينا
با هر كه بدي كردي تا دم مرگ از او بينديش.
الينا
چرب زبانان اغلب نيتي ناپاك در قلب مي پرورانند.
الينا
دل كيست كه گوهري فشاند بي تو / يا تن كه بود كه ملك راند بي تو