الينا
تا كي در انتظار قيامت توان نشست ؟ / برخيز ،تا هزار قيامت بپا كني
الينا
من از دست غمت مشكل برم جان / ولي دل را تو آسان بردي از من
الينا
ر تمام قبر های این شهر بوسه بزن ، شاید به یاد بیاوری کجا مرا جا گذاشتی ... من در تنهاترین قبر این شهر خفته ام ... صدای کلاغها را می شنوی ؟ دارند برایم فاتحه می خوانند ... . .
میکروبلاگ دنبالر :
الينا
شد از فشار گردون مويم سفيد و سر زد / شيري كه خورده بودم در روزگار طفلي
الينا
ياد ما ميكن گهي پر بار خاطر نيستيم / با همه دير آمدن ها زود از دل مي رويم
الينا
شبي در خواب او را با رقيبان در سخن ديدم / نبيند هيچكس در خواب يا رب آنچه من ديدم
الينا
خواهر اين ماجرا را گوش كن / بعد از آن جام بلا را نوش كن / با پدر روزي در اينجا آمدم / مست از جام تولا آمدم / شد پدر در زير نخلي مستقر / از براي استراحت با پسر / گرد غم از دل نسيمي مي زدود / مرتضي را ناگهان خوابي ربود
الينا
بچه ها هر كي نيما يا جواد منادي رو ديد از جانب بهش بگين الينا خلاص ديگه صبرش تموم شد ...يني چي آخه شكلك ها چرا بامن قايم باشك ميكنن آخه ....
الينا
تو شمع انجمن آراي عالم جاني / بيا كه بي تو نشستن به انجمن سخت است