الينا
الهي من غلام آن معصيتم كه مرا به عذر آرد و از آن طاعت بيزارم كه مرا به عجب آرد .
الينا
الهي ضعيفم خواندي و چنين است ، هر چه از من در وجود آيد اين است .
الينا
الهي گوهر اصطفا در دامن آدم تو ريختي و گرد عصيان بر فرق ابليس تو بيختي و اين دو جنس مخالف را با هم تو آميختي ، از روي ادب اگر بد كرديم بر ما مگير كه گرد فتنه تو انگيختي .
الينا
الهي اگر كاسني تلخ است از بوستان است و اگر عبدالله مجرم است از دوستان است .
الينا
الهي كاشكي عبدالله خاك بودي تا نامش از دفتر وجود پاك بودي .
الينا
الهي اگر عبد الله را خواهي گداخت دوزخي بايد پالايش او را و اگر خواهي نواخت بهشت ديگر بايد آرايش او را .
الينا
الهي با بهشت چه سازم و با حور چه بازم ف مرا ديده اي ده كه از هر نظري بهشتي سازم .
الينا
الهي در اين درگاه همه ما نيازمند روزي باشيم كه قطره اي از شراب محبت بر دل ما ريزي تا كه ما را بر آب و آتش بر هم آميزي .
الينا
الهي شاد بدانم كه اول تو بودي و ما نبوديم ، كار تو در گرفتي و ما نگرفتيم ، قسمت خود نهادي و رسول خود فرستادي .
الينا
الهي در سر گريستني دارم دراز ، ندانم از حسرت گريم يا از ناز ، گريستن از حسرت بهريتيم و گريستن بهر ناز ، از ناز گريستن چون بود اين قصه يست دراز .
الينا
الهي خود را از همه بتو وابستم ، اگر بداري ترا پرستم و اگر نداري خود پرستم ، نوميد مساز بگير دستم .