amin
آمدم تا چشمهايت در دلم عشقي بکارد/ تو ولي گفتي که برگرد شيشه احساسي ندارد /....مي زند باران هنوز ..آه اين چنين غم در دل کيست؟؟/ دست من بر شيشه لغزيد شيشه هم با بغض بگريست...
amin
کم کم ز يادم مي روي اين روزگار و رسم اوست... اين جمله را با تلخي اش صد بار تضمين مي کنم
amin
مجنون حريف غصه ليلا نميشود.... زخم فراق بي تومداوانميشود.... آب از سرم گذشت دراين موج بي کسي ...ساحل حريف طعنه دريا نميشود..
amin
بزرگي، مهرباني، بيدريغي، آن قدر خوبي... که حتي ميتوان گاهي تو را جاي خدا جا زد!
amin
شب من پنجره اي بي فردا / روز من قصه ي "تنهايي" ما/ مانده بر خاک و اسير ساحل / ماهي ام ، ماهي دور از دريا
amin
من از تو دل نميبرم ....اگر چه از تو دلخورم... اگر چه گفته اي تو را به خاطرات بسپرم.... هنوز هم خيال کن کنار تو نشسته ام... مني که در جواني هم به خاطرت شکسته ام....
amin
به کعبه گفتم تو از خاکي منم خاک،چرا بايد دور تو بگردم. ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي برو با دل بيا تا من بگردم.
amin
بي گناهي کم گناهي نيست در ديوان عشق.. يوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است
سسسسسسلام به روی ماهت..
14 سال و 11 ماه و 2 روز و 10 ساعت و 20 دقيقه قبلسلام....
14 سال و 11 ماه و 2 روز و 10 ساعت و 19 دقيقه قبل