amin
مرا عمري به دنبالت كشاندي/ سرانجامم به خاكستر نشاندي/ ربودي دفتر دل را و افسوس/ كه سطري ھم از اين دفتر نخواندي...
amin
ساعت چيست؟ اختراع غريبيست که مدام جاي خاليت رابه رخ دلتنگي هايم ميکشد...
amin
عشق را ازماهى بياموزکه چه بى پايان آب را پرازبوسه هاى بى پاسخ ميکند…
amin
ما زنده به عشقيم ولي عشق تب دوست ، ما طالب مرگيم ولي در طلب دوست/ ما تشنه درديم ولي از غم هجران ، درويش نگاهيم ولي با لب خندان
amin
من و اين داغ در تکرار مانده / من و اين عشق بيدار مانده /مپرس از من چرا دلتنگ هستم / دلم بين در و ديوار مانده
amin
نشستي عاشقانه در دل من ، کشيدي خط عشق بر ساحل من شکستي حرمت درياشکن را ، چه کردي بي وفا با اين دل من.
amin
کلاغ ها گرچه سياهند و آوازشان خوش نيست اما آنقدر با وفايند که شاخه هاي خشک درختان را در فصل سرد زمستان تنها نميگذارند . . .
amin
کسي هرگز نمي داند چه سازي مي زند فردا / چه مي داني تو از ديروز چه مي دانم من از فردا / همين يک لحظه را درياب که فردا مي شوي تنها
amin
به خدا عشق به رسوا شدنش مي ارزد / به مجنون و به ليلا شدنش مي ارزد / دفتر قلب مرا واکن و نامي بنويس / سند عشق به امضا شدنش مي ارزد / گرچه من تجربه اي از نرسيدن هايم / کوشش رود به دريا شدنش مي ارزد .