amin
برهنه می آئیم ، برهنه می بوسیم ، برهنه می میریم .با این همه عریانی ، هنوز قلب هیچکس پیدا نیست !
amin
نیازم را نمیگویم تا بدانی............ میگویم تا فراموشم نشود.............
amin
خدا را بلبلان تنھا مخوانید ....مرا ھم يك نفس از خود بدانید...... ھزاران قصه ناگفته دارم....... غمم را بشنويد از خود مرانید.............
amin
درختي خشك را مانم به صحرا...... كه عمري سر كند تنھاي تنھا......... نه باراني كه آرد برگ و باري........... نه برقي تا بسوزد ھستیش را......
amin
جهان پیر است و بی بنیاد از این فرهاد کش فریاد ...که کرد افسون و نیریگش ملول از جان شیرینم..
amin
میخوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری ...میخوام یه حرفی بزنم شاید که تنهام نذاری...
amin
سیمرغم و عقاب قبولم نمیکند....صورتم را نقاب قبول نمیکند....
amin
این بار نا امید خواهم شد .....امیدواری جوابم را نمیدهد........
amin
من غبارگرفته از گردش ایام… در پس و واپس نادرست ها گرفتار مانده ام. اردیبهشت هم گذشت. شاید همین ثانیه های وداعش وداع من شود. شاید… بیش از همیشه دستانت راکم دارم.
amin
زندگی دفتری از خاطره هاست.. یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک... یک نفر همدم خوشبختی هاست... آنچه باقیست فقط خوبی هاست فقط خوبی ها………..
amin
من پذیرفتم که عشق افسانه است...(دیدگاه)
amin
فراموش می شوم راحت تر از ردپایی بر برف که زیر برفی تازه دفن می شود راحت تر از خاطره ی عطر گیجی در هوا که با رهگذری تازه از کنارت رد می شود و راحت تر از آنکه فکر کنی فراموش می شوم