amin
با همه ي بي سر و ساماني ام/ باز به دنبال پريشاني ام /طاقت فرسودگي ام هيچ نيست/ در پي ويران شدني آني ام/ دلخوش گرماي كسي نيستم /آمده ام تا تو بسوزاني ام /آمده ام با عطش سالها/ تا تو كمي عشق بنوشاني ام/ ماهي برگشته ز دريا شدم /تا كه بگيري و بميراني ام/ خوبترين حادثه مي دانمت/ خوبترين حادثه مي داني ام/ حرف بزن ابر مرا باز كن/ ديرزماني است كه باراني ام/ حرف بزن حرف بزن سالهاست/ تشنه ي يك صحبت طولاني ام............
amin
بزرگي مي گويد:مشغول دل باش نه "دل مشغول"،فرهاد که باشي همه چيز شيرين است.......
amin
مرد زنداني ميخنديد! شايد به زنداني بودن خويش،شايد هم به آزاد بودن ما!........................................................................ راستي زندان كدام سوي ميله هاست؟..........................
amin
لحظه ها را گذرانديم تا به خوشبختي برسيم غافل از آنکه خوشبختي همان لحظه هايي بود که گذشت.
amin
روزگارم گله مندي شده است ...من بگريم تو بخندي شده است... از دلم هيچ ياد نکردي شايد.. عشق هم سهميه بندي شده است...
amin
زمستان هيچ وقت ماندني نيست ، حتي اگر تمام شب ها يلدا باشد
amin
تنها يک راه به سوي بهشت وجود دارد که در زمين ، آن را عشق مينامند
amin
ميدوني حکمت اختراع سرسره چيه ؟ ميخوان از همون بچگي به ادم ياد بدن که صعود چقدر سخته و سقوط چه آسون...
amin
هرگز زانو نخواهم زد , حتي اگرسقف آسمان کوتاه تر از قامتم شود ..........
amin
باران باش و ببار ، نپرس كاسه هاى خالى از آن كيست.......
خیلی سخته عاشق کسی بشی اما اون حتی ندونه درد تو
15 سال و 1 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 9 دقيقه قبلاز چشات نخونه قصه غمو علت لرزش دست سردتو
خیلی سخته زندگیت فنا بشه واسه دیدن یه لبخند رو لباش
واسه گفتن از امید و آرزو تو سیاهی غم انگیز شباش
من نیومدم بگم عاشقتم چون از این حرفا پر گوش همه
اشتباه که می گن گریه مرد رو زخم های تنش یه مرهم
من نیومدم بگم تو هم مثه قصه ها بیا بریم از این دیار
یا که خیلی مهربون یه مدتی واسه من ادای عشقو در بیار
می خوای برنده باشی می دونم به همه می گم ببازن جلو پات
هر چی اسپند به آتیش می کشم تا که چشمت نزنن بشن فدات
تو می خوای پرنده باشی می دونم یه نفس هوای خوشبختی می خوای
خودم آسمون هفتمت می شم تو فقط بگو بگو باهام میای