احمد
الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .
احمد
شنو از نی،نی حصیری بی نواست بشنو از دل،دل حریم کبریاست نی بسوزد خاک و خاکستر شود دل بسوزد خانه ی دلبر شود
احمد
عاقلان دیوانگان را سنگ باران می کنند طاقت این سنگدل ها در جنون راحت تر است
احمد
روزگاری شاید از این روزها یادی کنیم : اشک گرمی , آه سردی , دادو بیدادی کنیم : یاد امروز است و فردا خاطری نا پایدار : روزگار گریه آرد حرفهای خنده دار
احمد
امشب بازهم پستچی پیر محله ی ما نیومد یا باید خانه مان را عوض کنم یا پستچی را تو که هر روز برایم نامه می نویسی …. مگه نه ؟!!
احمد
پارسال با او زیر باران راه میرفتم امسال او را با دیگری زیر اشک هایم دیدم شاید باران پارسال هم اشک های کس دیگری بود...
احمد
کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت
احمد
پیداکردن شوهر از طریق [!] بوک
احمد
به نام خداوند ويروس و گارد
احمد
هر که گرگش را دراندازد به خاک... گـــفت دانــایی که : گــرگی خــیره سر هــــست پــــنهان در نــــهاد هــر بشر! لاجـــــرم جـــــاریست پــــیکاری سُـترگ روز و شب مــــا بـین این انسان و گرگ زور بازو چــــاره ی این گرگ نیست صاحب انــــدیشه دانــد چـــاره چیست ای بـــسا انــسان رنــــجور پــــریـــش سـخت پــیـچیده گلـوی گـــرگ خویش وی بـــــــــسا زورآفرین مـــرد دلیر هست در چــــنگال گرگ خود اسیر **** هــر که گرگش را دراندازد به خـاک رفــته رفــته مــی شود انـسان پـــاک وانکه از گرگش خورد هردم شکست گرچه انسان می نماید،گـرگ هــست! وآنــکه با گـرگش مدارا می کنــد خــلق و خـوی گرگ پیدا می کند **** در جــــــــوانی جــان گرگت را بگیر وای اگـــر ایـــن گرگ گردد با تو پیر روز پیری گر که باشی همچو شیر نـــــــاتــو
آمین یا رب العالمین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 14 ساعت و 51 دقيقه قبلآمـــــــــــــــــــــــــــین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 12 ساعت و 6 دقيقه قبل